ادامه سبک زندگی اسلامی

اهل بیت فرموده اند فرزند زمان خود باشیم؟ چگونه؟

ببینید، اگر در زمان پیغمبراکرم، اهل بیت برای مسافرت کردن، سوار بر اسب و شتر می شدند که قالب مسافرتها در آن زمان اینگونه بود، امروز دیگر توصیه نمی شود که برای مسافرت از اسب و شتر استفاده کنید؛ چرا که مسافرت قالبی دارد، که در آن
خدایی که خالق دیروز و امروز و فرداست، و یعنی هنوز پیشرفتهایی که نیامده است را خبر دارد، با این حال می فرماید الگوی سبک زندگی شما باید پیغمبران و به ویژه پیغمبر خاتم باشد. خدا می فرماید باید الگوی زندگی شما قرآن و عترت باشد. معلوم می شود خدای تبارک تعالی، نیز معنایی که از سبک زندگی در نظر گرفته است
روز اسب و شتر بود و بعد تبدیل شد به ماشین و امروز هم هواپیماست. می گویند فرزند زمان خودتان باشید، یعنی از پیشرفت های زمان خود، تکنولوژی، صنعتی علمی حتما استفاده کنید اما روح زندگی تان روح فاطمی باشد.

پس نتیجه اینکه، در عرصه قالبهای زندگی (صنعتی، علمی، تکلنوژی های روز و ...) فرزند زمان خود باشیم، ولی روح زندگی مان همان روح فاطمی و اهل بیتی باید باشد، تعریفی که از روح زندگی می توان داشت چیست؟

نگاه، جهان بینی، دیدگاه مان و فکرمان به عالم هستی و به موضوعات زندگی مان است که باید فکر فاطمی باشد، فکر توحیدی باشد. فکر توحیدی باشد یعنی چه؟ یعنی نه مادی باشیم نه التقاطی. نگاه امروز سبک زندگی غربی نگاه اومانیسمی است، به زندگی نگاه الحادی دارند، نگاه بی خدایی و خداگریزی دارند. سبک زندگی فاطمی داشته باشیم بدین معناست که شما بیایید در همه مقوله های زندگی تان نگاه تان را توحیدی کنید. اقتصاد بی خدا می شود یا اقتصادی کمونیسمی، یا اقتصاد سرمایه داری، که هر دو اینها رفت به زباله دان تاریخ پیوست. سیاست بی خدا می شود سیاست پدر سوخته بازی و دو دوزه بازی. این سیاست، یا استبداد است، یا لیبرالیسم و پولولاریسم و اباحی گری است که همه اینها دارند به بن بست می خورند. نگاه تان به اقتصاد می بایست نگاه الهی باشد. لذا از همه ابزاری که دارید استفاده کنید. نگاه‌تان در سیاست باید نگاه الهی باشد، حکومت الهی و اقتصاد توحیدی باشد. نگاه تان در فرهنگ اباحی گری نباشد. فرهنگ توحیدی و دینی داشته باشید. نگاه تان در معماری، نگاه در مدیریت، در اشتغال، در تحصیل و در تمام امور روزمره، فکر، باور و نگاه تان توحیدی باشد. این یعنی سبک زندگی فاطمی. اگر خدا و قیامت را از نگاه و فکرمان حذف کردیم، لذا اتقوالله هایی که قرآن می گوید را هم عمل نکردیم، که اولین اتقواهای قرآن راجع به افکارمان هست، که می فرماید اتقوا الله، بدین معنا که در افکار مواظب خداوند هم باش و افکارت را الهی کن. خدا دیده نمی شود ولی تو باید در افکار خودت مراقب باشی. یا می فرماید، اتقوا یوما لا تجزی نفس عن نفس و لا تجزی شی عن شی، با چشم قیامت دیده نمی شود ولی باید در باورمان قیامت را ببینیم.

اقتصاد های کمونیسمی و سرمایه داری به زباله دان تاریخ پیوستند، سئوال این است اقتصاد الهی در سبک زندگی انسان ها چه ویژگی دارد که از اقتصادهای سرمایه داری و کمونیسمی برتری دارد؟

اقتصادی که در آن قیامت دیده شود، در آن نزول صورت نمی گیرد. اقتصادی که در آن قیامت را ببیند، در آن بی انصافی و حرام خوری وجود نخواهد داشت. یا سیاستی که در آن قیامت دیده شود به هر قیمتی قدرت را به دست نمی گیرد، چرا که بناست در قیامت جواب پس دهد. در قرآن باز هم اتقوا وجود دارد، در جایی که می فرماید اتقوا فتنه، مراقب شیطان باشید، چرا که شیاطین به چشم دیده نمی شوند ولی شما باید مراقب باشید. اینها مربوط به حیطه باور است و به چشم دیده نمی شود شما باید باور کنید که خدا هست، شیطان هست و مکر و حیله شیطان هم هست. اینها را اگر باور کردی نگاهت می شود توحیدی، زهرایی، حسینی، مهدوی و اولین پایه سبک زندگی این است که نگاه توحیدی در تمام امور داشته باشیم. حتی در همین کارهای روزمره هم باید نگاه توحیدی باشد. کارگری هم که سرکار می رود، نگاه توحیدی داشته باشد. نگاه توحیدی یعنی از تو حرکت از خدا برکت. خدا
شما باید باور کنید که خدا هست، شیطان هست و مکر و حیله شیطان هم هست. اینها را اگر باور کردی نگاهت می شود توحیدی، زهرایی، حسینی، مهدوی و اولین پایه سبک زندگی این است که نگاه توحیدی در تمام امور داشته باشیم. حتی در همین کارهای روزمره هم باید نگاه توحیدی باشد
را در کارکردن ببین. ما الان در سیستم رزق و روزی مان خدا را گم کرده ایم، سبک زندگی دینی یعنی مواظب باش خدا را در افکارت گم نکنی، مکر و حیله شیطان را هم فراموش نکنی. این اولین پایه سبک زندگی ست. در زندگی پیامبران و امامان و اولیاء الهی اگر بخواهیم بگوئیم زندگی شان چگونه بود می گوئیم، خدا بود و خدا بود و خدا بود. قیامت بود و قیامت بود و قیامت بود. شیطان گریزی بود و شیطان گریزی بود و رمی به شیطان بود.

این سه عنصر که در تعریف چگونگی جریان سبک زندگی دینی در زندگانی اولیاء و انبیائ و ائمه داشتند، را آیا می توان در این نسل نیز مشاهده کرد؟

 

 



موضوعات مرتبط: بدون دسته

ادامه مطلب
[ دوشنبه چهارم بهمن 1395 ] [ 5:27 ] [ اکرم محمدی ]

برای اینکه درانتخاب سبک زندگی به اشتباه نرویم چه بایدکرد؟

می بایست معنای سبک زندگی را درست تبیین کرد. سبک زندگی فقط قالب زندگی نیست. سبک زندگی قالب و محتواست. روح و جسم زندگی است. ظاهر و باطن زندگی است. سبک زندگی عبارت است از: اولا نگاه به زندگی و عالم هستی (یعنی افکار و عقاید) ثانیا احساس نسبت به زندگی که همان حب و بغض ماست نسبت به افراد نسبت به افعال و نسبت به اشیاء. ثالثا سبک زندگی یعنی برنامه ها و روش ها و رفتارهای ما. مجموعه اینها را می گوئیم سبک زندگی. نگاه، ناشی از افکار و باورهاست، و حب و بغض ها، ناشی از احساسات و علاقه ها ست، و برنامه ها و روشها و رفتارهای زندگی. اگر این را به عنوان تعریف سبک زندگی در نظر بگیریم، در این صورت امام زمان (عج) به‌روز ترین بشر می باشند. عمر مبارک شان حدود 1200 سال است، یعنی از زمان معصومین بوده اند تا به امروز، همه تحولات را دیده اند، همه پیشرفت ها را دیده اند، ولی همین شخصیت والا مقام که به‌روز ترین و عالم ترین افراد بشر است، حرف روزشان این است که «وَ لِی فی رسول الله اسوه حسن» الگوی من مهدی که هم به روزترین انسان هستم، و هم منجی عالم بشریت هستم که قرار است دنیا را به اذن الهی نجات بدهم، رسول الله است، الگوی من مادرم فاطمه زهراست. از آن طرف در آیات قرآن است که لکم فی رسول الله اسوه حسنه.

خدایی که خالق دیروز و امروز و فرداست، و یعنی هنوز پیشرفتهایی که نیامده است را خبر دارد، با این حال می فرماید الگوی سبک زندگی شما باید پیغمبران و به ویژه پیغمبر خاتم باشد. خدا می فرماید باید الگوی زندگی شما قرآن و عترت باشد. معلوم می شود خدای تبارک تعالی، نیز معنایی که از سبک زندگی در نظر گرفته است، معنای پروردگار عالمیان از تعریف سبک زندگی، معنای قالبی سبک زندگی نیست، چرا که اهل بیت در بحث قالب زندگی ما را مامور کرده اند که فرزند زمان خود باشیم، نگرانی در میان مردم است با این تذکر اهل بیت که فرزند زمان خود باشید بر طرف می شود.



موضوعات مرتبط: بدون دسته
[ یکشنبه سوم بهمن 1395 ] [ 5:21 ] [ اکرم محمدی ]

ضرورت مقید بودن به سبک زندگی اسلامی در چیست؟


هر کسی که می خواهد از دنیای خود به خوبی استفاده کند، و این دنیا را معبر خوبی برای آخرت خود قرار دهد، کاتالوگی، سبکی و مدلی بهتر از سبک زندگی دینی پیدا نمی کند، چرا که خالق دین و دنیا یکی است. آن کسی که دین را خلق کرده دنیا را هم خلق کرده است. پس او از آنجایی که بهترین شناخت را نسبت به دین و دنیا دارد، سبک زندگی ای به عنوان بهترین آموزه و برنامه استفاده از دنیا برای آخرت قرار داده است. ان الدین عندالله الاسلام.

در سبک زندگی اسلامی استفاده از تکنولوژی های روز و فناوری های پیشرفته چه جایگاهی دارد؟

وقتی صحبت از سبک زندگی می شود برخی، قالب زندگی را در نظر می گیرند و طبیعتا زمانی که قالب زندگی را در نظر می گیرند، با خود می گویند محیط زندگی ما با محیط زندگی اهل بیت (ع) هم فاصله مکانی دارد، هم فاصله زمانی دارد و هم فاصله جغرافیایی دارد، لذا ما نمی توانیم از سبک زندگی اهل بیت (ع) پیروی کنیم. و از این طرف ادامه اشتباه در نظر و نگاه این است که میان برخی از مردم این دیدگاه وجود دارد که سبک زندگی غربیان، سبک زندگی ای است که می تواند الگو باشد، در صورتی که نگاه آنها به قالب زندگی است می گویند، غربیان از امکانات دنیوی بهترین استفاده را می برند و بهترین لذت ها و آسایش ها را هم دارند، و از آنجایی که از لحاظ شرایط زمان و مکان به ما نزدیک تر هستند،(اینکه می گوئیم از نظر مکان نزدیک هستند، با توجه به این است که با وجود پیشرفتها در عرصه ارتباطات فاصله ها نزدیک تر شده است) می توانیم سبک زندگی آنها را ببینیم، پس می رویم سراغ سبک زندگی غربی و اروپایی. این نقطه اساسی اشتباهی است که در تعریف و توضیح سبک زندگی وجود دارد. لذا مردم ما به یک بحران مبتلا می شوند که به اعتقاد بنده بزرگترین بحران زندگی ما این است. در این بحران مردم ضمن اینکه دین، معصومین (ع) قرآن و اهل بیت (ع) را دوست دارند، حس می کنند نمی توانند و نمی شود به سبک زندگی آنها زندگی کرد. از آن طرف این احتمال را می دهند که به سبک زندگی غربی زندگی کردند آنها را از اهل بیت دور می کند. این اصل اول است.
سبک زندگی فقط قالب زندگی نیست. سبک زندگی قالب و محتواست. روح و جسم زندگی است. ظاهر و باطن زندگی است.




موضوعات مرتبط: بدون دسته
[ شنبه دوم بهمن 1395 ] [ 5:17 ] [ اکرم محمدی ]

سبک زندگی

در مقوله سبک زندگی، اگر ما معتقدیم دارای سبک زندگی ای هستیم، که بر سبک زندگی ملل دیگر، به خصوص سبک زندگی غربیان برتری دارد، چرا از نظر پیشرفت های ظاهری از آنها عقب‌تر هستیم؟

حکایت ما حکایت آن آیه قرآن است که می فرماید: « نومن ببعض و نکفر ببعض»، و به قول حکایت های فارسی، از اینجا رانده و از آنجا مانده شده ایم. نه رومی روم بودیم و نه زنگی زنگ. علت پیدایش این مشکل این است که ترکیبی و مخلوطی شدیم از سبک زندگی غربی و سبک زندگی اسلامی. نمازهایمان اسلامی است، مسجد می رویم، خمس می دهیم و زکات می دهیم، اما عروسی هایمان اسلامی نیست، بازار و اقتصادمان اسلامی نیست. در نتیجه نه بهره سبک زندگی غربی را می بریم، چرا که مسلمانیم، و نه بهره سبک زندگی اسلامی
هر کسی که می خواهد از دنیای خود به خوبی استفاده کند، و این دنیا را معبر خوبی برای آخرت خود قرار دهد، کاتالوگی، سبکی و مدلی بهتر از سبک زندگی دینی پیدا نمی کند، چرا که خالق دین و دنیا یکی است

را می بریم، چراکه مقلدِ غرب هستیم. ما باید خودمان باشیم. حتی اعتقاد دارم با سبک زندگی اسلامی، انشاءالله می توانیم در صورت عملکرد صحیح، بهترین الگوی سبک زندگی برای اروپا و امریکا و غرب باشیم. آنهایی که اهل دقت و فهم هستند می گویند این زندگی زندگی زیباتری هست، چرا که سبک زندگی اسلامی ضمن اینکه به آسایش فکر می کند، (تاکید می کنم که سبک زندگی اسلامی به آسایش هم نظر دارد) ولی آرامش از آسایش برایش مهم تر است. برای سبک زندگی غربی، آسایش از آرامش مهم تر است. لذا بحران اصلی آنها بحرانآرامش است و بحران معنویت. الحمدالله رب العالمین آرامش ما خیلی بهتر از آنهاست.             

                                                                                       حجت الاسلام ماندگاری         

 



موضوعات مرتبط: بدون دسته
[ جمعه اول بهمن 1395 ] [ 5:13 ] [ اکرم محمدی ]

شادی حلال در سلام

اسلام و شادي
اسلام با توجه به نيازهاي اساسي انسان، شادي، نشاط را تحسين و تأييد كرده است. قرآن كه يكي از بهترين و مستحكم‏ترين منابع اسلام به شمار مي‏رود، زندگي با نشاط و شادي را نعمت و رحمت خدا تلقي فرموده، زندگي هميشه توأم با گريه و زاري و ناله را خلاف رحمت و نعمت خداوند داسته است.
گواه اين مطلب آيه قرآن است كه مي‏فرمايد: «فليضحكوا قليلاً و ليبكوا كثيراً»؛توبه (9)، آيه 82.«بايد كم بخندند و زياد بگريند». شأن نزول اين آيه، اين بود كه پيغمبر خدا(ص) دستور صادر كرده بودند كه بايد تمام نيروهاي قابل براي شركت در مبارزه عليه كفار و مشركين كه به سرزمين اسلام هجوم آورده بودند، بسيج شوند. عده‏اي با بهانه‏هاي مختلف از شركت در اين لشكر كشي خود داري كرده بودند و از فرمان خدا و پيغمبر(ص) تخلف كرده بودند؛ خداوند در قرآن به آنها وعده عذاب مي‏دهد و به دنبال آن مي‏فرمايد: [اين گروه نافرمان‏] از اين پس كم بخندند و زياد بگريند».
واضح است كه نفرين به صورت كيفر و مجازاتي است كه همواره بر خلاف طبيعت و فطرت آدمي او را دچار عذاب و رنج مي‏سازد. اين كه خداوند آرزوي كم خنديدن و زياد گريستن براي نافرمانان مي‏كند، حكايت از اين حقيقت دارد كه خنده به عنوان يكي از عوامل نشاط، امر طبيعي و فطري است كه خداوند مي‏خواهد به عنوان كيفر، نافرمانان از اين امر محروم باشند.گفتارها، ج 2، ص 225 - 226.
توصيفات قرآن در خصوص بهشت نيز حاكي از اين واقعيت است كه اسلام بر نشاط و شادي مُهر تاييد نهاده است؛ زيرا باغ‏هاي زيبا، آب‏هاي زلال و روان، زيباترين بسترها، نرم‏ترين و چشم‏گيرترين پارچه‏ها، برترين ديدني‏هار.ك: سوره الرحمن، واقعه ويس.و... كه قرآن در وصف بهشت ترسيم مي‏كند، همه جزء عوامل نشاط و شادي به شمار مي‏روند و خداوند متعال براي شادكردن انسان‏ها بهشت را اين‏چنين قرار داده است.
قرآن در فراز ديگري، برخي عوامل شادي و نشاط را مخصوص مؤمنان دانسته است؛ «قل من حرم زينة الله التي أخرج لعباده و الطيبات من الرزق قل‏هي‏للذين آمنوا في ال حياة الدنيا خالصةً يوم القيامة»؛اعراف (7)، آيه 32. «بگو (در برابر كساني كه بسياري از مواهب زندگي را تحريم مي‏كردند) اي پيغمبر چه كسي زينت و آرايش و زيبايي‏هايي را كه خداوند از درون طبيعت براي بندگانش بيرون كشيده، حرام كرده است. بگو اين مواهب پاك و اين زيبايي‏ها براي مردم با ايمان در همين زندگي دنيا و در زندگاني جاويد آخرت قرار داده شده است. با اين تفاوت كه در اين دنيا، زيبايي‏ها به زشتي‏ها آميخته است؛ شادي‏ها به غم آلوده و آميخته است؛ ولي در دنياي ديگر و در روز رستاخيز، اين زيبايي‏ها و اين مواهب پاك، براي مردم با ايمان به صورت خالص وجود دارد»گفتارها، ج‏2، ص‏227-228..
اين آيه به خوبي بيان‏گر اين حقيقت است كه اسلام به بهره‏مند شدن از يبايي‏ها و مواهب زندگي كه در زمره عوامل نشاط آورند، اهميت مي‏دهد و آن را زيبنده دين‏داران و مؤمنان مي‏داند.



موضوعات مرتبط: بدون دسته

ادامه مطلب
[ جمعه اول بهمن 1395 ] [ 5:8 ] [ اکرم محمدی ]