داستان/ چقدربه طنابهایمان وابسته ایم؟

داستان در مورد یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوهها بالا برود. اوپس از سالها آماده سازی ماجراجویی خود را آغاز کرد. شب شد وبلندیهای کوه را دربر گرفت ومرد هیچ چیز را نمی دید.همه چیز سیاه بود.همانطور که از کوه بالا می رفت چند قدم مانده به قلَه کوه پایش سر خورد ودر حالی که به سرعت سقوط می کرداز کوه پرت شد.در حال سقوط فقط لکَه های سیاهی را می دید.اکنون فکر می کرد مرگ چقدر نزدیک است.ناگهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد.بدنش میان زمین وآسمان معلق بودوفقط طناب اورا محکم نگه داشته بودودر این لحظه ی سکوت برایش چاره ای نماند جز آنکه فریاد بزند :خدایاکمکم کن.!

ناگهان صدای پرطنینی که ازآسمان شنیده می شدجواب داد:ازمن چه می خواهی؟

 ای خدا نجاتم بده!

واقعآباورداری که من می توانم تورا نجات بدهم؟

البته که باور دارم.اگرباور داری طنابی را که به کمرت بسته است را پاره کن . یک لحظه سکوت....ومرد تصمیم گرفت باتمام نیرو به طناب بچسبد.گروه نجات می گویند که روز بعد یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند،بدنش از یک طناب آویزان بود وبادستهایش محکم طناب راگرفته بود....واو فقط یک متر از زمین  فاصله داشت.

واما ما وشما!

چقدر به طنابهایمان وابسته ایم؟

آیاحاضریم آن را رها کنیم؟

درمورد خداوند یک چیزرانباید فراموش کرد:هرگزنگویی که اوشما را فراموش کرده یا تنها گذاشته،هرگز  فکر نکنید که او مراقب شما نیست.به یاد داشتهباشید کهاوهموارهشما را با دست راست خود نگه داشته است.



موضوعات مرتبط: تلنگر

برچسب‌ها: کوه , بلندترین , سقوط , طناب , نجات , خدا ,
[ چهارشنبه هفدهم آذر 1395 ] [ 10:56 ] [ اکرم محمدی ]

یک روز با امام زمان بهتراز صدسال...

امام  زمان عج الله تعالی فرجه به خاطرگناهان ما وبه خاطر اعمال ماست که بیش از هزار سال در بیابانها در به در وخائف است.سبب غیبت امام زمان ارواحنا فداه خود ما هستیم،زیرا دستمان به او نمی رسد،وگرنه اگردر میان ما بیاید وظاهر شود، چه کسی اورا می کشد؟! آیا جنّیان اورا می کشندیا ما انسانها؟!ما پیش تر ودر طول تاریخ ائمه امتحان خود را پس داده ایم...

شاید از بعضی از روایات استفاده شود که عمر حضرت حجِِّت در پس از ظهور زیاد نباشد، لذا بعضی از منتظرانِ حضرت ، از این جهت ناراحتند اما فکرنمیکنند که یک روز (حکومت وزندگی با آن حضرت) به سالها می ارزد.

 

آیت الله بهجت رحمه الله علیه



موضوعات مرتبط: تلنگر

برچسب‌ها: امام , زمان , حجت , اعمال , منتظران , گناه ,
[ سه شنبه هجدهم آبان 1395 ] [ 20:2 ] [ اکرم محمدی ]

شخصیتهای متفاوت کربلا

در حادثه ی کربلا با سه شخصیت متفاوت روبرو می شویم:

اول: حسین (ع)

حاضر نیست تسلیم حرف زور بشود.تا آخر می ایستد.خودش وفرزندانش شهید می شوند.هزینه ی انتخابش را می دهد.وبه چیزی که نمی خواهد تن نمی دهد. از آب می گذرد از آبرونه ...

دوم:یزید

همه را تسلیم می خواهد.مخالف را تحمل نمی کند.سر حرفش می ایستد. نوه پیغمبر را سر می برد.بی آبرویی را به جان می خرد تا به چیزی که می خواهد برسد.

سوم: عمرسعد

به روایت تاریخ تا روز هشتم محرم در تردید است. هم خدا را می خواهد، هم خرما را. هم دنیا را می خواهد هم  آخرت. هم می خواهد امام حسین (ع) را راضی نگه

دارد هم یزید را.هم امارت ری را می خواهد هم رضایت مردم را.

نه حاضر است از قدرت بگذرد، نه از خوشنامی . هم آب میخواهد هم آبرو.

دستِ آخر اما عمر سعد تنها کسی است که به هیچکدام از چیزهایی که می خواهد نمی رسد. نه  سهمی از قدرت می برد نه از خوشنامی.

ما آدمهای معمولی راستش نه جرأت و اراده ی حسین شدن را داریم، نه قدرت وابزارِ یزید شدن را،اما در درون همه ما یک عمر سعد هست ، پس بیش از همه از عمر سعد شدن می ترسم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



موضوعات مرتبط: تلنگر
[ چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1395 ] [ 8:30 ] [ اکرم محمدی ]