<101>

مراتب معرفت به امام عصرعلیه السلام(2)

ادامه ی مطلب دررابطه ی مراتب معرفت امام عصرعلیه السلام:

شكر قلبي امام عصر عليه السلام

شكر قلبي ما نسبت به امام عصر عليه السلام پذيرش و تسليم در برابر اوست اگر وقتي اوصال عزيزمان را شنيديم ، حس نكرديم قلبمان آن را پس مي‌زند ، اگر با پذيرايي كامل با اين معرفت عطا شده‌ي خدايي برخورد كرديم و اگر در باطن و درونمان به اين نعمت ايمان آورديم و خود را در همه‌ي جهات مديون آن دانستيم ،‌ آن وقت شكر قلبي نعمت امام عصر عليه السلام را به جا آورده‌ايم . به علاوه اگر دلمان جايگاه و خانه ي آن حضرت شد و قلب ما از محبت لبريز شد ، به اين وظيفه نيكوتر پرداخته‌ايم .

شكر زباني امام عصر عليه السلام

در مرتبه‌ي دوم ، زبان ما بايد به شكر نعمت ايشان مشغول باشد و بدن ما بايد در برابر ايشان خضوع كند. به راستي چند بار تاكنون تسبيح به دست گرفته‌ايم و به خاطر نعمت امام زمان ، « الحمد لله » گفته‌ايم ؟ پس از چند نماز به سجده‌ي شكر رفته‌ايم و خدا را به خاطر داشتن چنين سروري « شكراً لله » و « شكراً شكراً » گفته‌ايم ؟ چه خوب است كه ذكر زباني ايشان عادت ما شود و زمزمه‌ي دمادم يا صاحب الزمان باشد ! چه ايرادي دارد وقتي فراغتي داريم ، تسبيحي دم دست داشته باشيم و براي سلامت امام عصر عليه السلام صلوات بفرستيم؟ چه زحمتي مي‌برد اگر در خانه به مناسبت‌هاي مختلف نوشته‌اي ،‌حديثي شعري درارتباط با آن حضرت تهيه كنيم و در معرض ديد بگذاريم؟ چقدر تاثير مثبت دارد وقتي به جاي نمايش فيلم‌هاي مخرب ، خوراك‌هايي فرهنگي – اعم از فيلم ، تئاتر ، نوار و ... به عزيزانمان بدهيم تا آنان را به امامشان گره بزند !

چقدر نيكوست اگر مديريت فرهنگي خانه را خود به دست بگيريم و از نفوذ افكار و عقايد منفي كه بچه‌هايمان را از امام زمانشان دور مي‌كند ، جلوگيري كنيم ! درست است كه اين حركت ، يعني در برابر سيل ايستادن و در مقابل گنداب مقاومت كردن اما ميتوان با مشورت با اهل فن و كسب راه حل‌ها و تكنيك‌هاي مناسب و مهمتر از آن ، توسل به ذوات مقدسه‌ي ائمه‌ي عليهم السلام از اين وانفساي ابتلائات دوران غيبت به سلامت بيرون آمد .اگر كودك كوچكي داريم شكر زبانيمان نسبت به امام عصرعليه السلام به اين است كه آن كودك را با ذكر محبت امامش تربيت كنيم ،برايش از داستان‌ها و حكايت‌هاي او بگوييم ، و وقتي مي‌خوابد با نام او برايش لالايي بخوانيم...

16.jpg

شكر عملي امام عصر عليه السلام

در بحث از شكر عملي گفتيم حداقل مرتبه‌اي كه در شكر عملي مي‌توان به آن عمل كرد اين است كه با بهره‌گيري از نعمتي كه منعم به ما بخشيده به نافرماني او اقدام نكنيم و در اين مقال هم تاكيدمان بر همين جنبه است .

اگر سر خود را به تجملات بي‌ارزش زندگي سرگرم كنيم و صبح تا شاممان ، صرف مظاهر فريبنده و فناپذير دنيا شود ، از نعمت‌هاي امام عصر عليه السلام درست استفاده نكرده‌ايم . اگر كينه‌ي اين و آن را به دل گرفتيم ، اگر قطع رحم كرديم ، اگر به غيبت مبتلا شديم ، اگر خداي نكرده به سخن چيني افتاديم بايد فكري بكنيم نمي‌شود كه به بهانه‌ي حضور اجتماعي از تربيت فرزندان و شوهرداري كه وظيفه‌ي اوليه‌ و مهم ماست - كم بگذاريم و آن وقت معتقد باشيم كه شكر عملي نعمت‌هاي حضرتش را به جا آورده‌ايم.نمي‌شود در مقابل نامحرم حجاب را به طور كامل نگهدار نباشيم و ادعاي سپاس از امام عصر عليه السلام را هم بكنيم . اگر خانمي اهل اختلاط و شوخي با نامحرم است ، كفران نعمت نموده ، اگر خانمي هنگام خروج از خانه زيورش را از نامحرم نمي‌پوشاند ، به منعمش خيانت كرده ، اگر خانمي در حضور نامحرمان معطر است محبوبش را آزرده . امام زمان عليه السلام نه تنها راضي به اين امور نيستند بلكه از آنسو ما را به احتياط در مسائل ديني‌مان توصيه مي كنند . به نحوي كه ديندار مورد تاييد امام عصر عليه السلام كسي است كه حتي از امور شبهه آميز هم پرهيز ميكند و به آنها نزديك نمي‌شود ، چه رسد به حرام قطعي !

روحيه‌ي صيانت از دين ،‌حداقل مرتبه‌ي شكر عملي

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي‌فرمايند :

براي هر ملكي حريم و حفاظي هست و حريم خدا حلال و حرام اوست ، و موارد شبهه ناك ، بين اين دو محدوده ( حلال وحرام قطعي ) هستند . همان طور كه اگر چوپاني ( گله‌ي خود را ) در كنار حريم مشخصي به چرا ببرد ، بي‌درنگ گوسفندانش داخل آن حريم خواهند شد . در كنار مرز حرام خدا حركت كردن نيز همين طور است ، پس از موارد شبهه‌ناك پرهيز كنيد .

انسان وقتي نزديك مرز حرام خدا حركت كند ، بدون آنكه خودش بفهمد به حرام مي‌افتد . وقتي چوپان گوسفندهايش را در كنار حريم محافظت شده‌اي رها كند ، اطمينان ندارد كه وارد آن حريم نشوند ، و آن مرز را محترم بشناسد و وقتي گوسفندها وارد حريم شدند ديگر كاري از دستش بر نمي آيد . وقتي چسبيده به مرزهاي حرام حركت كنيم و به گمان خود بخواهيم از حلال حداكثر استفاده را ببريم، آن وقت بدون اختيار به حرام قطعي مي‌افتيم . اينجا موضع تسامح و تساهل نيست ، چون ضرر احتمالي يك ضرر جدي است و اگر دين انسان از دست برود به هيچ عنوان قابل جبران نمي‌باشد ، بنابراين عقل به ما مي‌گويد اين احتياط را پيشه‌ي خود كنيم تا حداقل مرتبه‌ي شكر عملي را نسبت به اماممان به جاي آورده باشيم .

پی نوشتها :

(1) نهج البلاغه ، خطبه 107.

(2) امام صادق عليه السلام فرمودند : پايين‌ترين حد معرفت امام اين است كه او همتاي پيامبر و وارث ايشان - غير از نبوت - مي‌باشد .

(3) بحار الانوار ، ج 87، ص 68.

(4) بحار الانوار ،‌ج 2 ، ص 259.



موضوعات مرتبط: معرفت امام زمان(عج)
[ چهارشنبه اول دی 1395 ] [ 5:53 ] [ اکرم محمدی ]

lمنظورازمعرفت امام چیست؟

منظور از معرفت امام:

 

تلاش براى شناختن و يافتن امام معصوم واجب و لازم است؛ چنان كه رسول اكرم(ص) فرمودند: «من مات و هو لايعرف امامه، مات ميتةً جاهليه». (ميزان ‏الحكمه، ج 1، ص 171، ح 840.) ويژگى‏هاى اين شناخت آن است كه: اولاً، از منابع معتبر و موثق و مستند اخذ شود. ثانياً، گستره‏اش شامل آموزه‏هاى اعتقادى، اخلاقى و عبادى گردد. ثالثاً، از آن‏جا كه امام الگوى عملى براى انسان‏ها است، به ابعاد فكرى، عملى و روحى امام نيز ناظر باشد. اما اين شناخت از سه راه - كه مكمل يكديگر مى‏باشند - حاصل مى‏شود: يكم. مطالعه تاريخ زندگانى آنان؛ مطالعه سرگذشت و سيره آنان؛ خصوصاً در باب فضايل، مناقب و خصوصيات آنان - از قبيل: شجاعت، مردانگى، ايثار، تواضع، صبر، فرزانگى و... - انسان را متوجه مقام والاى آن بزرگواران مى‏كند و جذبه و كشش خاصى نسبت به آن فرزانگان در روح انسان، حاكم مى‏شود. دوم. مطالعه و تفكّر در سخنان ايشان؛ اسلام تفكر را موجب بصيرت (الحياة، ج 1، ص 8، ح‏3)، دعوت كننده به عمل نيك ( همان، ح 9)، پديد آورنده نور ( همان، ص 49، ح 18)، نشانه حيات و زنده بودن قلب بصير مى‏داند( همان، ص 48، ح 5). مطالعه و تفكّر در آثار فكرى امامان، هر چند كار مشكلى به نظر مى‏رسد؛ ولى بسيار سودمند است. اين امر علاوه بر آن كه باعث شناخت شخصيت آن بزرگواران و ايجاد محبت آنان در دل مى‏شود؛ سرمايه بزرگى براى روح بشر به شمار مى‏رود. همان طور كه فراگيرى فصول يك كتاب، بايد با تحقيق و دقت كامل و رجوع به استاد و... قرين باشد؛ مطالعه و انديشه و تفكر در آثار ائمه(ع) نيز، بايد با استفاده از استادان فن و مراجعه به كتاب‏هايى كه در شرح سخنان آنان به رشته تحرير درآمده، همراه باشد. سوم. شناخت خدا: اگر ما خداوند و صفات و اسماى او را به طور حقيقى بشناسيم، مى‏توانيم انسان‏هاى كامل راستين (امامان) را نيز بشناسيم؛ زيرا آنان جلوه هاي صفات جمال و جلال حضرت حق‏اند و در تسميه به اسماى الهى، از تمامى موجودات عالم امكان برترند. بر اين اساس، با شناخت خدا و صفات او، مى‏توانيم به اوصاف و ويژگى‏هاى امامان نيز واقف گرديم. شايد دعايى كه سفارش شده در زمان غيبت بعد از نماز زياد خوانده شود، ناظر به همين حقيقت باشد: «اللهم عرفنى نفسك فانك ان لم تعرفنى نفسك لم اعرف رسولك اللهم عرفنى رسولك فانك ان لم تعرفنى رسولك لم اعرف حجتك اللهم عرفنى حجتك فانك ان لم تعرفنى حجتك ضللت عن دينى؛ خداوندا! خود را به من بشناسان كه اگر خود را به من نشناسانى پيغمبر را نمى‏شناسم؛ خدايا! پيغمبرت را به من بشناسان كه اگر به پيامبر معرفت پيدا نكنم، نمى‏توانم امامم را بشناسم؛ خدايا! حجت و امامت را به من بشناسان كه اگر امام را نشناسم، در دين خود گمراهم» (مفاتيح‏ الجنان، دعا در غيبت امام زمان(عج«.



موضوعات مرتبط: معرفت امام زمان(عج)
[ جمعه بیست و ششم آذر 1395 ] [ 7:13 ] [ اکرم محمدی ]

راههای افزایش معرفت به امام مان(عج

راه های افزایش معرفت به امام زمان (عج) از بیانات علامه مصباح یزدی

 

 

ازدیاد معرفت ما به امام زمانمان ارواحنا فداه، به دو شرط وابسته است:

شرط اول: ادلّه حقّانیت و مقام‌هاى والاى آن امام معصوم را بررسى کنیم؛

شرط دوم: دلمان را براى پذیرش معرفت بیش‌ترِ حضرت آماده سازیم.

براى بازتاب نور، آیینه باید صیقلى باشد، و در برابر نور نیز قرار بگیرد. اگر آیینه‌اى صیقلى باشد، ولى در اتاق تاریک قرار گیرد نمى تواند نور را منعکس کند. همچنین اگر اتاق روشن باشد، ولى آیینه صیقلى نباشد نمى تواند نور را بازتابد.

براى معرفت روز افزون به امام زمان (علیه السلام) هم باید ادّله روشنى یافت، و هم دل را پاک و باصفا کرد. هر قدر دل، صفایش بیش‌تر باشد، ادّله محکم نیز بیش‌تر مى‌شود و آن وقت است که ایمان، قوى تر، معرفت، بیش‌تر و عشق نیز افزون‌تر مى‌شود؛ البتّه عشقى ماندگار است که اصالت داشته باشد، نه این که هوسى باشد و در وضعى خاص در انسان ظهور یابد و بعد نیز خاموش و فراموش شود.

تابش نور حضرت، همیشگى و دائم است. مهم آن است که ما دل‌هایمان را آماده کنیم و از آن زنگار برگیریم تا نور حضرت بر دل‌هایمان بتابد و فیض دائم او بر ما ببارد. وقتى دلى توجّهش به شیطان و آلوده به ظلمت گناه است، دیگر لیاقت توجّه به امام عصر ارواحنا فداه و بازتاب نور حضرت را ندارد؛ امّا اگر دلى به دنیا، هوس‌ها و شیطنت‌ها آلوده نباشد، چونان آیینه‌اى صیقلى نور آن بزرگوار را منعکس مى‌سازد.

علّت بیان این مقدّمه این است که هیچ کدام از ما نباید گمان کنیم معرفتى که به وجود مقدس ولىّ عصر عجل اللّه تعالى فرجه الشریف داریم، کافى و وافى است. ما باید خیلى بیش‌تر از این‌ها کار کنیم تا معرفتمان به حضرت کامل شود. اگر از مقام و منزلت امام زمان (علیه السلام) آگاه باشیم، هر آنچه به حضرتش منسوب است، در نظر ما نیز عزیز خواهد بود؛ امّا اگر از منزلت امام زمان (علیه السلام) بى‌اطّلاع باشیم، چیزهایى که به آن گرامى منسوب است، در نظر ما کم ارزش خواهد بود.

 

 

 

1. ظاهر ساختن آثار محبّت در عمل (صدقه، دعا و...)

 

 

 

یکى از راه‌هاى تثبیت محبّت و معرفت به امام زمان (علیه السلام) این است که آثار محبّت او را در عمل نشان دهیم. اگر یکى از دوستانتان که به او خیلى انس و علاقه دارید، به مسافرتى طولانى برود، در ابتدا براى او دلتنگى مى‌کنید؛ ولى پس از مدّتى، دروى و فراق او را فراموش مى‌کنید. این طبیعت بشرى است که از دل برود، هر آن که از دیده برفت؛ امّا اگر انسان، از همان روزهاى اوّل جدایى، هر روز براى دوستش نامه بنویسد و با نگاه کردن به عکسش، خاطره‌هاى او را به یاد بیاورد مى‌تواند رابطه‌اى قلبى و معنوى بین خود و دوستش برقرار سازد.

اگر ما بخواهیم معرفت و محبّتمان، به ولىّ عصر (علیه السلام) ثابت بماند، باید آثارش را زنده نگه داریم؛ او را فراوان یاد کنیم؛ نام مقدّسش را جلو چشم خود، روى میزمان یا لابه لاى کتاب‌هایمان بنویسیم؛ هر روز براى حضرت دعاى فرج بخوانیم؛ هنگام نماز و دیگر مناسبت‌ها، از آن بزرگوار یادى بکنیم و براى وجود مقدّسش، صدقه بدهیم. درست است که صدقه‌هاى ما براى امام زمان (علیه السلام) نفعى ندارد؛ ولى صدقه‌اى که با کمال تواضع و سرافکندگى باشد، نشان‌دهنده محبّت خالصانه ما به حضرت است. این کار ما، مانند عمل آن مرغکى است که وقتى حضرت ابراهیم (علیه السلام) را درون آتشى که پهناى آن چهار فرسخ در چهار فرسخ بود، انداختند، با منقارش قطره آبى را از درون جوى آب برمى داشت و به روى آتش مى‌پاشید. مَلِکى به مرغک گفت: این کارى که تو انجام مى‌دهى، چه اثرى دارد؟ مرغک گفت: چیزى که از من ساخته است، همین کار است. من باید وظیفه خود را انجام دهم و محبّت خود را به حضرت ابراهیم(علیه السلام) اظهار کنم.

درست است که کارهاى ما در پیشگاه حضرت چیزى نیست؛ ولى شرط وفا و مروّت آن است که در حدّ وسع خویش به آن عزیز ابراز ارادت کنیم. اگر با شرمندگى و خضوع صدقه بدهیم و براى ظهورش دعا کنیم، فقط براى خودمان سازنده و تکامل آور است. حضرت مهدى (علیه السلام) به یقین، به دعا و صدقه ما یا اموالى که به نام او صرف مى‌کنیم، نیازى ندارد؛ امّا خودش فرمود که براى فرج من دعا کنید. دعا خواندن براى فرج امام زمان، فرج ما است: إِنْتِظارُ الْفَرَجِ مِنَ الْفَرَجِ.(1) منتظر فرج امام زمان (علیه السلام) بودن، فرج‌ها و گشایش‌هایى را براى انسان‌ها به ارمغان مى‌آورد؛ ایمانشان محفوظ مى‌ماند؛ دلشان آرام مى‌شود؛ وجود مقدّس امام زمان (علیه السلام) را حس مى‌کنند؛ با حضرت ارتباطى برقرار مى‌کنند، و به تدریج یقین مى‌یابند روزى فرا خواهد رسید که حکومت عدل در جهان برقرار مى‌شود. دعا کردن براى فرج حضرت، براى این است که خودمان از او بهره بگیریم؛ امّا هیچ‌گاه به بهانه این که حضرت به دعا و صدقه ما نیازى ندارد، نباید آن گرامى را فراموش کنیم.

 

 

 

2. احترام به آثار منسوب به حضرت

 

 

 

الف. احترام به لباس روحانیان

 

لباس روحانیت

 

در همه حال باید به آثار منسوب به امام زمان (علیه السلام)، از جمله به نام و لباس روحانى که زنده‌کننده یاد حضرت است، احترام بگذاریم. آیا وقتى مردم، لباس روحانیان را مى‌بینند، به یاد هیتلر و شاه ملعون مى‌افتند؟! جز این است که هرکسى با دیدن این لباس، به یاد خدا، پیامبر (صلى الله علیه وآله) و امام زمان (علیه السلام) مى‌افتد؟! ممکن است برخى از مردم حتّى به روحانى‌ها فحش نیز بدهند و بگویند: اینان انسان‌هاى بدى هستند و لباس امام زمان (علیه السلام) را غصب کرده‌اند؛ ولى وقتى لباس روحانیان را مى‌بینند، به یاد دین مى‌افتند.

در درجه اوّل، خود ما روحانى‌ها باید به لباسى که مى‌پوشیم، اهمیّت دهیم. وقتى متولّى امام زاده، احترام امامزاده اش را نگه ندارد، نباید توقّع داشته باشد که مردم به آن امامزاده احترام بگذارند. این توقّع از مردم که به روحانى و لباس او احترام بگذارند، در صورتى بجا است که اوّل خودمان به این لباس احترام بگذاریم. حتّى جا دارد هنگام گذاشتن عمامه اوّل آن را ببوسیم و بعد بر سر بگذاریم. لباس روحانى، لباس پیغمبر(صلى الله علیه وآله) است؛ از این رو باید براى کسانى که این لباس را بر تن دارند، احترام قائل شویم؛ چه این لباس به تن خودمان باشد چه به تن دیگران. از مرحوم آیت‌اللّه سیّدمرتضى کشمیرى رضوان اللّه تعالى علیه که از اولیاى بزرگ خدا بوده است، نقل مى‌کنند که وقتى فرزندش کفش او را جلو پایش مى‌گذاشت، با ناراحتى مى‌گفت: چرا فرزند فاطمه زهرا(علیها السلام)، جلو پاى من کفش مى‌گذارد؟! او به فرزند خود با این دید نگاه مى‌کرد که چون فرزند پیامبر است، احترامش واجب است. حالا من هم که این لباس را پوشیده‌ام، باید به کسان دیگر نیز که این لباس را پوشیده اند، احترام بگذارم. حتّى اگر یک روحانى، هیچ فضیلتى نیز نداشت، باید براى لباسش او را تکریم کنم. این کار براى خودم منفعت دارد، نه براى او؛ چرا که ایمان من قوى تر، و محبّتم به صاحب این لباس یعنى پیامبر(صلى الله علیه وآله) و امام زمان(علیه السلام) بیش‌تر مى‌شود. اگر این آثار را عملى کنیم، ارزش این لباس استوارتر باقى خواهد ماند؛ امّا اگر به لباس روحانیان بى احترامى کنیم، فردا هنگام آوردن نام مقدّس محمّد بن عبداللّه(صلى الله علیه وآله) هم صلوات نمى فرستیم و در نتیجه، ایمانمان به تدریج از بین مى‌رود؛ مثلا مى‌گوییم: على در نهج‌البلاغه این طور گفته است؛ در حالى که این طرز صحبت کردن، نشانه کمبود ایمان و احترام به مقام حضرت است، وگرنه چرا اسم بزرگان دیگر را بدون احترام نمى بریم.

قرآن کریم در این باره مى‌فرماید:

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ... أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُکُمْ.(2)

صدایتان را از صداى پیامبر بلندتر نکنید... که این کار، اعمالتان را حبط و باطل مى‌سازد.

 



موضوعات مرتبط: معرفت امام درکلام بزرگان

ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و یکم آذر 1395 ] [ 7:28 ] [ اکرم محمدی ]