<122>

مراتب معرفت به امام عصرعلیه السلام(2)

ادامه ی مطلب دررابطه ی مراتب معرفت امام عصرعلیه السلام:

شكر قلبي امام عصر عليه السلام

شكر قلبي ما نسبت به امام عصر عليه السلام پذيرش و تسليم در برابر اوست اگر وقتي اوصال عزيزمان را شنيديم ، حس نكرديم قلبمان آن را پس مي‌زند ، اگر با پذيرايي كامل با اين معرفت عطا شده‌ي خدايي برخورد كرديم و اگر در باطن و درونمان به اين نعمت ايمان آورديم و خود را در همه‌ي جهات مديون آن دانستيم ،‌ آن وقت شكر قلبي نعمت امام عصر عليه السلام را به جا آورده‌ايم . به علاوه اگر دلمان جايگاه و خانه ي آن حضرت شد و قلب ما از محبت لبريز شد ، به اين وظيفه نيكوتر پرداخته‌ايم .

شكر زباني امام عصر عليه السلام

در مرتبه‌ي دوم ، زبان ما بايد به شكر نعمت ايشان مشغول باشد و بدن ما بايد در برابر ايشان خضوع كند. به راستي چند بار تاكنون تسبيح به دست گرفته‌ايم و به خاطر نعمت امام زمان ، « الحمد لله » گفته‌ايم ؟ پس از چند نماز به سجده‌ي شكر رفته‌ايم و خدا را به خاطر داشتن چنين سروري « شكراً لله » و « شكراً شكراً » گفته‌ايم ؟ چه خوب است كه ذكر زباني ايشان عادت ما شود و زمزمه‌ي دمادم يا صاحب الزمان باشد ! چه ايرادي دارد وقتي فراغتي داريم ، تسبيحي دم دست داشته باشيم و براي سلامت امام عصر عليه السلام صلوات بفرستيم؟ چه زحمتي مي‌برد اگر در خانه به مناسبت‌هاي مختلف نوشته‌اي ،‌حديثي شعري درارتباط با آن حضرت تهيه كنيم و در معرض ديد بگذاريم؟ چقدر تاثير مثبت دارد وقتي به جاي نمايش فيلم‌هاي مخرب ، خوراك‌هايي فرهنگي – اعم از فيلم ، تئاتر ، نوار و ... به عزيزانمان بدهيم تا آنان را به امامشان گره بزند !

چقدر نيكوست اگر مديريت فرهنگي خانه را خود به دست بگيريم و از نفوذ افكار و عقايد منفي كه بچه‌هايمان را از امام زمانشان دور مي‌كند ، جلوگيري كنيم ! درست است كه اين حركت ، يعني در برابر سيل ايستادن و در مقابل گنداب مقاومت كردن اما ميتوان با مشورت با اهل فن و كسب راه حل‌ها و تكنيك‌هاي مناسب و مهمتر از آن ، توسل به ذوات مقدسه‌ي ائمه‌ي عليهم السلام از اين وانفساي ابتلائات دوران غيبت به سلامت بيرون آمد .اگر كودك كوچكي داريم شكر زبانيمان نسبت به امام عصرعليه السلام به اين است كه آن كودك را با ذكر محبت امامش تربيت كنيم ،برايش از داستان‌ها و حكايت‌هاي او بگوييم ، و وقتي مي‌خوابد با نام او برايش لالايي بخوانيم...

16.jpg

شكر عملي امام عصر عليه السلام

در بحث از شكر عملي گفتيم حداقل مرتبه‌اي كه در شكر عملي مي‌توان به آن عمل كرد اين است كه با بهره‌گيري از نعمتي كه منعم به ما بخشيده به نافرماني او اقدام نكنيم و در اين مقال هم تاكيدمان بر همين جنبه است .

اگر سر خود را به تجملات بي‌ارزش زندگي سرگرم كنيم و صبح تا شاممان ، صرف مظاهر فريبنده و فناپذير دنيا شود ، از نعمت‌هاي امام عصر عليه السلام درست استفاده نكرده‌ايم . اگر كينه‌ي اين و آن را به دل گرفتيم ، اگر قطع رحم كرديم ، اگر به غيبت مبتلا شديم ، اگر خداي نكرده به سخن چيني افتاديم بايد فكري بكنيم نمي‌شود كه به بهانه‌ي حضور اجتماعي از تربيت فرزندان و شوهرداري كه وظيفه‌ي اوليه‌ و مهم ماست - كم بگذاريم و آن وقت معتقد باشيم كه شكر عملي نعمت‌هاي حضرتش را به جا آورده‌ايم.نمي‌شود در مقابل نامحرم حجاب را به طور كامل نگهدار نباشيم و ادعاي سپاس از امام عصر عليه السلام را هم بكنيم . اگر خانمي اهل اختلاط و شوخي با نامحرم است ، كفران نعمت نموده ، اگر خانمي هنگام خروج از خانه زيورش را از نامحرم نمي‌پوشاند ، به منعمش خيانت كرده ، اگر خانمي در حضور نامحرمان معطر است محبوبش را آزرده . امام زمان عليه السلام نه تنها راضي به اين امور نيستند بلكه از آنسو ما را به احتياط در مسائل ديني‌مان توصيه مي كنند . به نحوي كه ديندار مورد تاييد امام عصر عليه السلام كسي است كه حتي از امور شبهه آميز هم پرهيز ميكند و به آنها نزديك نمي‌شود ، چه رسد به حرام قطعي !

روحيه‌ي صيانت از دين ،‌حداقل مرتبه‌ي شكر عملي

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي‌فرمايند :

براي هر ملكي حريم و حفاظي هست و حريم خدا حلال و حرام اوست ، و موارد شبهه ناك ، بين اين دو محدوده ( حلال وحرام قطعي ) هستند . همان طور كه اگر چوپاني ( گله‌ي خود را ) در كنار حريم مشخصي به چرا ببرد ، بي‌درنگ گوسفندانش داخل آن حريم خواهند شد . در كنار مرز حرام خدا حركت كردن نيز همين طور است ، پس از موارد شبهه‌ناك پرهيز كنيد .

انسان وقتي نزديك مرز حرام خدا حركت كند ، بدون آنكه خودش بفهمد به حرام مي‌افتد . وقتي چوپان گوسفندهايش را در كنار حريم محافظت شده‌اي رها كند ، اطمينان ندارد كه وارد آن حريم نشوند ، و آن مرز را محترم بشناسد و وقتي گوسفندها وارد حريم شدند ديگر كاري از دستش بر نمي آيد . وقتي چسبيده به مرزهاي حرام حركت كنيم و به گمان خود بخواهيم از حلال حداكثر استفاده را ببريم، آن وقت بدون اختيار به حرام قطعي مي‌افتيم . اينجا موضع تسامح و تساهل نيست ، چون ضرر احتمالي يك ضرر جدي است و اگر دين انسان از دست برود به هيچ عنوان قابل جبران نمي‌باشد ، بنابراين عقل به ما مي‌گويد اين احتياط را پيشه‌ي خود كنيم تا حداقل مرتبه‌ي شكر عملي را نسبت به اماممان به جاي آورده باشيم .

پی نوشتها :

(1) نهج البلاغه ، خطبه 107.

(2) امام صادق عليه السلام فرمودند : پايين‌ترين حد معرفت امام اين است كه او همتاي پيامبر و وارث ايشان - غير از نبوت - مي‌باشد .

(3) بحار الانوار ، ج 87، ص 68.

(4) بحار الانوار ،‌ج 2 ، ص 259.



موضوعات مرتبط: معرفت امام زمان(عج)
[ چهارشنبه اول دی 1395 ] [ 5:53 ] [ اکرم محمدی ]

چگونه امام زمان (عج)رایاری کنیم؟

ياري قلبي: 

همانگونه كه شكر داراي سه مرحله ي قلبي ، زباني و عملي است ياري امام عصر عليه السلام با توجه به نسبت مستقيمي كه با شكر برقرار مي‌كند داراي سه مرتبه خواهد بود .

نخستين و اساسي‌ترين اين مراحل ياري قلبي است : انسان شاكر چگونه مي‌تواند قلباً ياور امام خود باشد ؟ اگر انسان در درون خود معرفت نسبت به اسم و اوصاف امام پيدا كند و در پي آن محبت مولايش را به دل بگيرد ، مسلماً مراتب مهمي از ياوري قلبي را به دست آورده است .

پس از اين پايه گذاري كه محبت و معرفت ميكنند ، پاك سازي درون از زشتي‌ها و رذائل اخلاقي جايگاهي منحصر به فرد دارد معرفت صحيح نسبت به امام عليه السلام ، روح و عصاره‌ي دين است و اگر كسي بخواهد به ثمره ي عملي بندگي خدا برسد ، بايد اين ريشه را در ضمير خود استوار كند . شناخت دين ، در واقع وابسته به معرفت صحيح يافتن نسبت به امام عليه السلام است كه گوهر دين را تشكيل مي‌دهد و حكمتي كه خداوند در آيات قرآن از آن به « خير كثير » ياد مي‌كند ، همين است .

 

 32.jpg

 

امام باقر عليه السلام در تفسير حكمت چنين مي فرمايند :

 معرفه الإمام و اجتناب الكبائر التي اوجب الله عليها النار (1)

معرفت امام و پرهيز از گناهاني كه خدا كيفر آنها را آتش قرار داده است .

اگر كسي امامش را درست بشناسد ، در واقع به ميوه‌ و ثمره‌ي معرفت خدا و پيامبر دست يافته است و اين گونه دريافت آنها و حركت از ثمره به ريشه چندان دشوار نخواهد بود . اين حكمت در واقع فهمي عميق را در مسائل ديني نصيب فرد مي كند كه در روايات از آن با عنوان « تفقه » ياد مي‌شود .

تفقه در فرهنگ شيعي ما تا آنجا اهميت دارد كه عبادت بدون آن را عبادتي بي‌خير معرفي كرده‌اند در واقع كسي كه در دين به فقه دست مي يابد ، با توجه به معرفت عميقي كه در دل راسخ نموده است به هيچ گونه تزلزلي در دين خود راضي نمي شود و پاي اعتقاد خود محكم مي ايستد .

امام صادق عليه السلام فرموده‌اند :

إذا اراد الله بعبد خيراً فقه في الدين (2)

اگر خداي براي بنده‌اي خوبي بخواهد او را در دين صاحب فهم عميق مي‌كند .

اگر خدا خير كسي را بخواهد ، براي او شرايطي فراهم مي‌كند كه در دين تفقه پيدا كند در روايت ديگري پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرموده‌اند :

 « اف بر مسلماني كه در هفته روزي را قرار ندهد كه درآن روز امر دينش را تفقه كند و از آن سوال نمايد .» (3)

 روشن است كه پيگيري فقهي كه ما را به آن سفارش كرده‌اند ، به مفهوم وجوب آموختن فقه اصطلاحي و حوزوي نيست ، چرا كه در احكام ، ما را به تقليد فرا خوانده‌اند و اگر افرادي اين وظيفه را به عهده بگيرند ، از گردن ديگران ساقط است .

 اما آنچه مورد سفارش قرار گرفته ، اولاً تقليد آگاهانه است و اينكه بدانيم چرا و در چه محدوده‌اي و از چه كسي و با چه ملاك‌هايي تقليد مي‌كنيم .نكته‌ي اساسي ‌تر اين است كه ما در اعتقادات خود كه توحيد و نبوت و امامت است به درك صحيح و فهم عميق و بي‌خدشه دست بيايم هر كس بايد دراصول اعتقادي خود فقيه شود ، يعني به گونه‌اي نسبت به خداي فطري خويش و امام و پيامبر خود آگاهي و معرفت پيدا كند كه اين بصيرت اجازه‌ي ورود هيچ آفت و ترديدي را به درون او ندهد . اگر كسي از روي فقاهت موحد شود ،‌هيچ شبهه‌اي او را نمي‌لرزاند . فقاهت ، نتيجه‌ي اعتقاد برخاسته از معرفت صحيح است و در اين طريق ، شاگردي از كساني كه معارف اهل بيت عليهم السلام را در دسترس دارند و نيز مطالعه ، پي جويي و جستجو ، اين ارمغان را خواهد آورد و إن شاء الله خداوند معرفت صحيح را به دنبال آن مقدمات به ما اعطا خواهد نمود .

 

46.jpg



موضوعات مرتبط: یاری امام زمان(عج)

ادامه مطلب
[ پنج شنبه بیست و پنجم آذر 1395 ] [ 5:19 ] [ اکرم محمدی ]