<38>

بیست وسوم ربیع الاول،ورودپرخیروبرکت حضرت معصومه سلام الله علیها به قم

 

 

 

علت هجرت حضرت معصومه (سلام الله علیها) به قم

حضرت معصومه(س) با گروهي از همراهان (علويان)، به ظاهر براي زيارت امام رضا(ع) مدينه را به سوي خراسان ترك مي كنند. يك سال از آخرين ملاقات با برادرشان گذشته و اينك پس از يك سال تحمّلِ رنجِ فراق برادر و جلب امام رضا(ع) به خراسان، قصد هجرت كرده اند. اما روي ديگر سكه آن است كه اين زيارت، يك ملاقات عادي نبوده است؛ بلكه يك حركت است. تحول عظيمي است كه آغاز آن با حضرت امام رضا(ع) بوده است و ادامه آن با حضرت معصومه(س). (گرچه ديدار حضرت معصومه با امام رضا انجام نشد و در اثناي سفر و در ساوه، جنگ سختي درگرفت و كريمه اهل بيت 23 تن از عزيزان خود را در اين ستيز از دست داد و خود نيز پس از هفده روز در قم وفات يافت). اين حركت، مانند حركت حضرت ابي عبدالله است كه آغاز حركت، با سيدالشهدا و ادامه آن با حضرت زينب(س) بود. اينكه هجرت امام رضا(ع) از مسير بصره ـ اهواز ـ فارس به مرو صورت گرفت و هجرت حضرت معصومه يك سال بعد، از مسير ديگري انجام شد، مي تواند علت مهم تري داشته باشد و آن اين است كه معصومين (عليهم السلام) مي خواستند پايگاهي بسيار قوي در سرزمين ايران ايجاد كنند كه قم را بهترين و مناسب ترين مكان يافتند؛ لذا نخستين جرقه از لسانِ مبارك امام صادق(ع) بود كه خبر دفن يكي از اولادشان در قم را بيان فرمودند. حضرت معصومه(س) قم را انتخاب كردند تا با آمدن به اين شهر، سخن امامان خود را به تحقق برسانند كه تا آن زمان هيچ يك از اولاد معصومين(عليهم السلام) در قم دفن نشده بودند؛ بلكه حتي به اين شهر قدم نيز نگذاشته بودند.

چهار فاطمه در خانه امام مطابق نوشته مورّخان، حضرت موسي بن جعفر(ع) چهار دختر به نام «فاطمه» به شرح زير داشته اند (كه به فواطم اربعه معروفند):

1. فاطمه كبري، ملقب به «حضرت معصومه»(س) كه در قم مدفون است.

 2. فاطمه صغري، ملقب به «بي بي هيبت» كه در مدخل شهر باكو در جمهوري آذربايجان مدفون است.

 3. فاطمه وسطي، ملقب به «ستّي فاطمه» كه در اصفهان مدفون است.

 4. فاطمه اُخري، مشهور به «خواهر امام» كه در رشت مدفون است.

 

نکته: فقط حضرت معصومه(س) از نجمه خاتون (مادر امام رضا(ع)) تولد يافته است. 

ـ محدّث گران قدر، حاج شيخ عباس قمي(ره) به هنگام بحث از دختران حضرت موسي بن جعفر(ع) مي-نويسد: «برحسب آنچه به ما رسيده، افضل آنها سيده جليله معظّمه، فاطمه بنت امام موسي(ع)، معروف به حضرت معصومه است». ـ

اين خاتون دوسرا و شفيعه روز جزا، القاب فراواني دارد كه برخي از آنها عبارتند از

: معصومه، كريمه اهل بيت، اُختُ الرضا، نقيه، سيده، طاهره و حميده.

عالمه آل عبا

پيرمردهاي عالم اسلام، سؤال هايشان را جمع كرده، نوشته و آورده بودند خدمتِ امام كاظم(ع). چون امام(ع) نبودند، سؤال ها را دادند به دختر او (حضرت معصومه(س)) تا مطمئن شوند كه سؤال ها به دست پدر خواهد رسيد. وقتي فردا آمدند، هنوز امام كاظم(ع) نيامده بودند. سؤال ها را گرفتند و رفتند. دختر امام، سؤال ها را كامل جواب داده بود. ميان راه به امام كاظم(ع) برخوردند و جواب ها را به او نشان دادند. حضرت(ع) همه جواب ها را تأييد كردند و فرمودند: «فِداها اَبُوها؛ پدرش به فدايش»!

بيت النور

 بيت النور حجره اي است كه حضرت معصومه(س) در مدت اقامت هفده روزه اش در منزل موسي بن خزرج، در آنجا مشغول عبادت بودند كه هم اكنون نيز اين حجره در محله ميدان مير قم وجود دارد و مورد توجه دوست داران اهل بيت است. عبادت و شب زنده داري هفده روزه اين بانوي مكرمه در واپسين روزهاي عمر شريفش، گوشه اي از يك عمر عبوديت و خضوع و خشوع او در برابر ذات پاك الهي است. بر سرْدرِ آن مكان مقدس اين دو بيت به چشم مي خورد:                                                                                  

   شده بنیاد این کاخ   منوَر

به پاس دختر موسی بن جعفر

عبادتگاه معصومه است اين جا

كز اينجا قم شرافت يافت ديگر

 



موضوعات مرتبط: زندگانی ائمه علیهم السلام
[ پنج شنبه دوم دی 1395 ] [ 6:57 ] [ اکرم محمدی ]

هجرت پیامبرازمکه به مدینه


شکل گیری پایگاه جدید اسلام در مدینه، مشرکان را در ترس و وحشت فرو برد و آنان که تا کنون به طور جدی در باره کشتن پیامبر به دلیل حفظ امنیت مکه برای تجارت، تصمیم نگرفته بودند، اینک برای مقابله با تهدید جدی مسلمانان علیه تجارت آنان که با حضور مسلمانان در مدینه محل عبور کاروان های قریش ایجاد شده بود، باید تصمیم می گرفتند. به همین دلیل در دار الندوه گرد آمدند. در این روز (یوم الزحمه) ابوالبختری بن هشام پیشنهاد حبس و اسود بن ربیع پیشنهاد تبعید را مطرح کردند  و سرانجام به پیشنهاد ابوجهل تصمیم گرفتند وی را به قتل برسانند. خود ابوجهل شیوه ای را پیشنهاد کرد که بعدها موجب اختلافات داخلی نشود، او گفت: همه خانواده های قریش و حتی ابولهب در این اقدام شرکت کنند تا اگر بنی هاشم مدعی شدند، نتوانند با همه در بیفتند و ناچار به دیه راضی شوند.

خبر جبرئیل از جلسه دار الندوه

خیلی زود، جبرئیل خبر این توطئه را به اطلاع پیامبر رساند و او را از خوابیدن در آن شب موعود برحذر داشت  و به روایت دیگر، رقیعه فرزند ابوصیغی این خبر را به پیامبر رساند.  خداوند متعال بعدها اخبار مربوط به تصمیم مشرکان را این گونه بیان می فرماید: «و اذ یمکر بک الذین کفروا لیثبتوک او یقتلوک او یخرجوک و یمکرون و یمکرالله والله خیر الماکرین » ; 

«[ای رسول ما] به یاد آر وقتی را که کافران با تو مکر می کردند تا تو را [از مقصد خود که تبلیغ دین خداست] باز دارند یا بکشند یا از شهر بیرون کنند. اگر آنها با تو مکر کنند خدا هم با آنها مکر می کند و خدا بهتر از هر کس مکر تواند کرد.»

البته از آنجا که این سوره مدنی است، احتمال دارد حکایت خداوند از تصمیم مشرکان باشد نه این که همان روز این آیه نازل شده باشد. 

شب موعود و فداکاری علی

سرانجام شب موعود فرا رسید و چهل نفر از قریش (یا 15 یا 100 نفر) اطراف خانه پیامبر را محاصره کردند. پیامبر که به کمک فرشته الهی از تمام توطئه آگاه بود، رو به علی علیه السلام کرد و فرمود: من امشب مامور هستم از مکه بروم، زیرا نقشه قتل من در میان است; آیا تو در بستر من می خوابی؟ و نیز می فرماید: «افدنی بنفسک; جانت را فدایم کن.» تنها چیزی که علی بن ابی طالب می پرسد این است که آیا اگر من در جای شما بخوابم، شما به سلامت خواهید بود؟ که پیامبر می فرماید: آری.  آنگاه پیامبر می فرماید: امشب در جای من بخواب و پارچه سبز رنگی را که هنگام خواب روی خود می کشم، روی خود بکش، علی علیه السلام نیز چنین می کند.

غزالی در احیاء العلوم پیرامون ارزش این فداکاری می نویسد: شبی که علی علیه السلام بر بستر پیامبر صلی الله علیه و آله خوابید، خداوند به دو فرشته اش جبرئیل و میکائیل وحی کرد که من عمر یکی از شما را گرفتم و به عمر دیگری اضافه کردم. کدام یک در حق دیگری ایثار می کنید؟ هر یک حیات را برگزیدند. آنگاه خداوند فرمود: افلا کنتما مثل علی بن ابی طالب علیه السلام خیت بینه و بین محمد فبات علی فراشه یفدیه بنفسه ویؤثره بالحیاة اهبطا الی الارض فاحفظاه من عدوه. 

امام سجاد علیه السلام نیز می فرمود: اولین کسی که جان خود را برای جلب رضای خدا تقدیم کرد، علی بود.  و از امام باقر علیه السلام نقل شده است که آیه «و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله » «بعضی مردانند که از جان خود در راه رضای خدا در می گذرند.» در باره لیلة المبیت و در شان امیر مؤمنان نازل شد که به جای پیامبر خوابید. 

خروج پیامبر از خانه

بسیاری عقیده دارند که پیامبر در حالی که آیات نخست سوره یس و از جمله آیه «و جعلنا من بین ایدیهم سدا و من خلفهم سدا فاغشیناهم فهم لا یبصرون »  را می خواند از خانه خارج شد و به سمت جنوب شهر مکه (عکس سمت مدینه) حرکت کرد. علی بن ابراهیم در تفسیر آیه «و اذ یمکر بک الذین کفروا» می نویسد که هنگام خروج پیامبر از خانه تمام آنها خوابیده بودند تا بامدادان حمله کنند و گمان نمی کردند پیامبر از نقشه آنان مطلع باشد. البته به نظر می رسد این تفسیر صحیح نباشد زیرا بعید است چهل نفر آدمکش که خانه را محاصره کرده اند، همه بخوابند.  اما قراین زیادی وجود دارد که خداوند نمی خواست پیامبرش را از طریق اعجاز نجات دهد. یکی از این قراین، خوابیدن علی علیه السلام به جای پیامبر صلی الله علیه و آله است که اگر قرار بود اعجاز در کار باشد، نیازی به این امور نبود. با این وصف امکان دارد نظر کسانی که می گویند پیامبر قبل از آمدن دشمنان، خانه را ترک کرده است درست باشد. 

حمله به خانه

طبق برنامه، قرار بود حمله در نیمه شب صورت گیرد. اما ابولهب گفت: در این وقت، زنان و فرزندان در داخل خانه هستند. برخی نوشته اند که صدای زنی از داخل خانه شنیده شد; به دنبال آن برخی گفتند نمی توانند تحمل کنند که بعدها عرب در باره شان بگویند حرمت فرزندان عم خویش را شکستند. از همین رو منتظر ماندند تا صبح حمله کنند. البته آنان همچنان مواظب بودند تا پیامبر از خانه خارج نشود و گاه به سوی وی (در حالی که امام به جای پیامبر خوابیده بود) تیرها (یا سنگهایی) هم پرتاب می کردند اما امام گاه تنها در جای خود می غلطید ولی سر خود را بیرون نمی آورد. به هر حال وقتی صبح شد همگی به خانه هجوم آوردند ولی به یکباره علی از بستر برخاست و همه را مات و حیران کرد.

آنان که تازه دریافته بودند پیامبر قبلا از خانه خارج شده است، از امام پرسیدند او کجاست؟ حضرت اظهار بی اطلاعی کرد. برای همین امام را از خانه بیرون کشیدند و کتک زدند و ساعتی هم در مسجدالحرام زندانی کردند و بعد رهایش ساختند.  در برخی روایات نیز آمده است که او را تا سر حد کشتن زدند.

 

و چنین بود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله توانست به سلامت راهی مدینه شود. 

پاسخ به چند شبهه

1- چرا آیه 207 سوره بقره در باره علی علیه السلام است؟

گفته اند که آیه 207 سوره بقره در مورد علی علیه السلام نازل نشده است. در این مورد سمرة بن جندب با گرفتن چهارصد هزار درهم حاضر شد نزول این آیه در باره علی علیه السلام را انکار کند. او چنین کرد و اظهار داشت که آیه یاد شده در مورد ابن ملجم است و آیه 204 بقره در حق علی است.

البته این تلاش ذلیلانه نیازی به پاسخ نداشت چون در طول تاریخ روشن شد که این آیه در حق حضرت علی بود و مفسران و محدثان بزرگ به این حقیقت اعتراف کردند. 

2- خوابیدن علی علیه السلام در بستر پیامبر چه اهمیتی داشت؟

جاحظ یکی از دانشمندان اهل سنت می گوید: هرگز خوابیدن علی در بستر پیامبر را نباید فضیلت بزرگی دانست چون پیامبر به او اطمینان داده بود که اگر در جایگاه او بخوابد آسیب نخواهد دید. 

3- علی علیه السلام می دانست که نمی میرد

ابن تیمیه دمشقی می نویسد: پیامبر به علی گفته بود فردا در محل معین از مکه اعلام کن که هر کسی نزد محمد امانتی دارد بیاید و بگیرد. علی از این جا فهمید که زنده می ماند.

پاسخ دو شبهه:

پیرامون این دو شبهه، دو نوع جواب ارائه شده است; اول جواب مشترک و بعد پاسخ تفصیلی.

1- جواب مشترک این است که به هر حال یا باید گفت که ایمان علی علیه السلام به پیامبر در حد معمول بوده و یا اینکه آن حضرت ایمانی فوق العاده داشته است. در صورت نخست نمی توان گفت که وی علم قطعی به سلامت خود داشت چون با ایمان معمولی نمی توانست از حرف پیامبر به زنده ماندن حتمی خود یقین کند. اما اگر ایمان فوق العاده داشت به گونه ای که از سخن پیامبر یقین به سلامت خود در آن شرایط بحرانی می یافت، این نشان از درجه عالی ایمان او دارد که خود فضیلتی بالاتر است. 

2- در مورد شبهه اول باید گفت که معلوم نیست پیامبر این سخن را گفته باشد. به همین دلیل است که می بینیم غیر از ابن هشام، ابن سعد مؤلف طبقات الکبری و مقریزی در کتاب خود و نیز در کتاب امتاع الاسماع این سخن که «به تو آسیبی نخواهد رسید» وجود ندارد.

اما در باره جمله دوم باید گفت که این جمله در همان شب به علی علیه السلام گفته نشد تا علی یقین کند که کشته نخواهد شد، بلکه در زمان دیگری گفته شد.

مرحوم طوسی می نویسد: شب هجرت سپری شد و علی از محل اختفای پیامبر آگاه بود و برای فراهم ساختن مقدمات سفر پیامبر لازم بود شبانه با او ملاقات کند. 

باید بدانیم که پیامبر سه شب در غار ثور ماند و در یکی از همین شبها وقتی علی علیه السلام نزد وی رفت، حضرت سفارشهایی کرد که یکی از آنها رد امانات بود. حلبی نیز می نویسد: در یکی از شبها که پیامبر در غار ثور بود، علی نزدش آمد. پیامبر آن شب به علی دستور داد که امانتهای مردم را باز گرداند. 



موضوعات مرتبط: زندگانی ائمه علیهم السلام

برچسب‌ها: صراحت , نام , امام زمان , قرآن , معرفی , وعده ,
[ پنج شنبه یازدهم آذر 1395 ] [ 4:46 ] [ اکرم محمدی ]

چرا اول سال قمری محرم است درحالی که هجرت پیامبر یکم ربیع الاول است؟


بدعتی دیگر از خلیفه دوم: تغییر اول سال قمری از ربیع الاول به محرم

سوال:
چرا با اينكه پيامبر(ص) در اول ماه ربيع الاول از مكه به مدينه هجرت فرمودند اما آغاز سال قمري از اول ماه محرم است؟!
پاسخ:
ریشه و دلیل این مشکل را می توان با کنکاش در تاریخ به دست آورد. چراکه این مطلبی که بدان اشاره شده مطلبی است درست و دقیق که متاسفانه به دلیل بی توجهی خردمندان برای بسیاری از مردم مجهول مانده است.
به راستی چرا وقتی مبدا تاریخ ما مسلمانان روز اول ربیع الاول که روز هجرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می باشد قرار داده شده ولی سال از اول محرم شروع می شود؟
خوب است بدانید که دلیل این امر هم بر می گردد به یکی دیگر از بدعتها نادرست خلیفه دوم عمر بن خطاب.
توضیح مطلب:
در عصر جاهلی یعنی زمانی که هنوز پیامبر اکرم به پیامبری مبعوث نشده بود, مردم آن زمان ماه محرم را به عنوان نخستین ماه سال قرار داده بودند و سال جدید نزد آنان با شروع ماه محرم آغاز می‌گردید. علت انتخاب ماه محرم این بود که مردم پس از انجام اعمال حج به خانه و سرزمین خود باز می‌گشتند و قریش نیز از میزبانی حاجیان فارغ و اموال تجارتی خود را نیز در این ایام فروخته آماده تجارتی جدید می‌شدند.
با هجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه در سال سیزدهم بعثت که در ماه ربیع‌الاول اتفاق افتاد، این حادثه تاریخی و این ماه مبدأ تاریخ مسلمانان قرار گرفت. بنابراین از همان سالِ نخستینِ هجرت این واقعه مبدأ تقویم مسلمانان گردید.(تاریخ طبری, ‌ج3، ص923) در ابتدا این تقویم به صورت ماه شماری بود به این معنا که مثلا می‌گفتند: «فلان واقعه، چهل و نه ماه پس از هجرت بوقوع پیوست»
شیوه تاریخ گذاری بر اساس «شمارش ماه‌ها» قبل از هجرت حضرت محمد(ص) سابقه نداشته و پس از هجرت نیز دیری نپاییده و در سال‌های پنجم و ششم هجری یا کمی دیرتر به تدریج منسوخ شد و تا حدودی جای خود را به شیوه تاریخ نگاری بر اساس: «سال شماری» داد اما بدلیل آنکه بسیار کم مورد استفاده قرار می‌گرفت این شیوه نیز داشت به دست فراموشی سپرده می‌شد.
گسترش اسلام به مناطق امپراطوری ایران و روم، و بستن پیمان‌های متعدد نظیر صلح، خراج،‌ جزیه و... نیاز به تاریخی دقیق را مورد توجه قرار داد. این مسائل خلیفه دوم را بر آن داشت برای رسمیت بخشیدن به تاریخی منظم و دقیق جلسه‌ای مشورتی برگزار نماید. به نوشته «طبری» تاریخ نویس مشهور جهان اسلام: «عمر, اصحاب پیامبر را گردهم آورد و گفت: مبدأ تاریخ را چه روزی قرار دهیم؟ امیرمومنان علی بن‌ابی‌طالب(ع) فرمود: مبدأ تاریخ مسلمانان را باید از روزی قرار داد که پیامبر مهاجرت کرد و سرزمین شرک را ترک نمود». پیشنهاد امام این بود که که ماه ربیع‌الاول به عنوان مبدا تقویم و روز اول ربیع‌الاول یعنی همان روزی که حضرت محمد (ص) از مکه خارج شدند به عنوان اولین روز تقویم رسمیت یابد. اما متاسفانه از آنجایی که عمر بن خطاب بنایش بر مقابله و تقابل با امیرالمومنین علی علیه السلام بود اصل پیشنهاد که: «تقویم مسلمانان هجری، یعنی بر اساس هجرت باشد» باشد مورد قبول همگان واقع شد اما عمر بن خطاب بر اساس «رسوم عهد جاهلیت» مبدأ تاریخ را محرم همان سالی قرار می‌دهد که پیامبر در آن سال هجرت فرمودند كه از لحاظ زمانی دو ماه و دوازده روز زودتر از رسیدن پيامبر به مدينه بود.(تاریخ طبری, ج3، ص926)
نتیجه: مبدا تاریخ مسلمانان بنابر پیشنهاد امیرالمومنین علی علیه السلام روز اول ربیع الاول قرار گرفت اما پیشنهاد دیگر حضرت که روز اول ربیع الاول, روز اول سال قمری قرار گیرد با مخالفت عمر بن خطاب مواجه شد و وی متاسفانه به رسم جاهلیت همان اول محرم را روز اول سال قرار داد.



موضوعات مرتبط: زندگانی ائمه علیهم السلام

برچسب‌ها: بیت النور , قم , فاطمه معصومه , ورود , هجرت ,
[ پنج شنبه یازدهم آذر 1395 ] [ 4:31 ] [ اکرم محمدی ]