<58>

تمثیلات مهدوی

انتظار خورشید

هر شب، منتظرِ طلوعِ خورشیدِ فردا هستیم؛ اما معنای انتظار خورشید، آن نیست که تا صبح در تاریکی به سر ببریم، بلکه تا آمدن خورشید، هر کس اتاق خود را روشن می کند. یا در زمستان، منتظر فرا رسیدن بهار هستیم؛ ولی معنایش این نیست که در طول زمستان از سرما بلرزیم و اتاق خود را گرم نکنیم.

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در زمان غیبت همانند خورشید پشت ابر است و ما منتظران رؤیت خورشیدیم؛ اما این بدان معنا نیست که دست روی دست بگذاریم و هیچ کاری نکنیم، بلکه در زمان غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باید به مقدار توان خود با ظلم مبارزه کنیم و در صدد اصلاح خود و جامعه برآییم.

در روایت می خوانیم: «أَفضلُ الأعمالِ إنتِظارُ الفَرَج؛[1] بهترینِ اعمال، انتظار فرج [حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف] است.»

بر اساس این حدیث، انتظار، یک حالت نیست، بلکه عمل است. بنابراین منتظران واقعی، باید اهل عمل باشند.

کسی که منتظر مهمان است، آرام نمی نشیند و خانه را برای آمدن مهمان آماده می کند. بنابراین آمادگی برای ظهور، با خودسازی، امر به معروف، دعوت به حق و آگاه سازی دیگران از وظایفی که در دوران غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دارند، ممکن خواهد شد.

چراغ

فرض کنید چراغی را برای روشنایی و گرما بخشی، نزد کودکی می گذاریم، اما او از روی جهالت و نادانی به آن سنگ می زند. ما هم برای اینکه بچه به چراغ آسیب نزند، آن را برمی داریم. برداشتن چراغ، دلیل ترس و ناتوانی ما در برابر کودک نیست؛ به عبارت دیگر، ما از قدرت او نمی ترسیم، بلکه از خطا و اشتباه او می ترسیم. امامان بزرگوار ما مانند چراغ های هدایتی هستند که خداوند در مسیر انسان ها نصب کرده است؛ اما در اثر اشتباه و خطای گذشتگان، یازده تن از آنها به شهادت رسیدند و تنها یکی از آنان، یعنی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باقی مانده است و خداوند برای جلوگیری از اشتباه ما که به آن آسیبی نزنیم، آن حضرت را از دیدگان ما غایب ساخته است و تا هنگامی که احتمال این اشتباه باشد، غیبت آن حضرت همچنان ادامه پیدا می کند و از ظهور او هم خبری نیست که نیست.

جهالت

ظلم و جفای برادران حضرت یوسف به ایشان و برادرش را از جهاتی می توان به جفای امت به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تشبیه کرد؛ زیرا بعضی می گویند: «مگر اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چه ویژگی هایی دارند که نزد خدای متعال و رسول گرامی اش از دیگران محبوب ترند؟» اما باید دانست که تمام افعال خداوند، حکیمانه است و دلیل محبت ویژه خدا به این خاندان هم، آگاهی به صفات ممتاز آنهاست. درست مثل حضرت یعقوب علیه السلام که در یوسف علیه السلام چیزی را می دید که در پسران دیگرش نبود و به همین دلیل، او را بیشتر دوست می داشت، ولی برادران حضرت یوسف این را درک نمی کردند و جاهلانه می گفتند لَیوسُفُ و أَخُوهُ اَحَبُّ إلی أبِینا مِنّا وَ نَحنُ عُصبَةٌ؛[2] «یوسف و برادرش نزد پدر، از ما محبوب ترند؛ در حالی که ما گروه نیرومندی هستیم!»

شگفت آنکه برادران یوسف به قدری در جهالت خود افراط کردند که حتی پیامبر زمان خود را گمراه دانستند و اظهار داشتند: اِنَّ أبانا لفی ضلالٍ مبین «پدر ما در گمراهی آشکار است!» اما نادانی آنان به همین جا ختم نشد و آنان به جای اصلاح اخلاق و رفتار خود، برای اینکه در نزد پدر آبرویی بیابند، کمر به قتل حضرت یوسف علیه السلام بستند و گفتند: اقْتُلُواْ یوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضًا یخْلُ لَکمْ وَجْهُ أَبِیکمْ ؛ «یوسف را بکشید یا او را به سرزمین دور دستی بیفکنید تا توجه پدر، فقط به شما باشد.» آری یکی از حکمت های غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در روایات نیز ترس از کشته شدن، بیان شده است.

وثیقه

یکی از نکات مهم در داستان حضرت یوسف علیه السلام، آن است که وقتی زمان قحطی رسید، برادران آن حضرت، بدون بنیامین و برای گرفتن گندم به نزد او آمدند. حضرت یوسف علیه السلام وعده داد که اگر در مرتبه بعد بنیامین را نیز بیاورند، سهمی به او اختصاص خواهد داد. آنها با خوشحالی نزد پدر آمدند و از او خواستند که بنیامین را با آنها بفرستد، اما چون در گذشته دچار خطایی درباره حضرت یوسف علیه السلام شده بودند، حضرت یعقوب علیه السلام این خواسته را قبول نفرمود و کوتاهی گذشته را یادآور شد و فرمود: «آیا در مورد او اطمینان کنم، همان گونه که در مورد برادرش (یوسف) اطمینان کردم (و دیدید که چه شد)؟»[5]

پس از اصرار فراوان برادران، حضرت یعقوب علیه السلام شرطی را گذاشت که به نظر می آید همین شرط برای ظهور امام زمان علیه السلام نیز وجود دارد. ایشان خطاب به پسرانش فرمود: «من هرگز او را با شما نخواهم فرستاد، تا با من، با نام خدا پیمان استواری ببندید که حتماً او را نزد من باز آورید، مگر آنکه گرفتار [حادثه ای] شوید و هنگامی که آنها وثیقه (پیمان استوار) خود را در اختیار او گذاردند، گفت: خداوند، نسبت به آنچه می گوییم، ناظر و نگهبان است!»[6]

در مورد امام زمان علیه السلام نیز همین طور است. ما مکرر می گوییم: «خدایا، امام زمان علیه السلام را بفرست تا از او اطاعت کنیم و در خدمتش باشیم»، اما خدای متعال می گوید: «شما در مورد یازده امام گذشته، بد عمل کردید و مقصر هستید. پس باید حُسن نیت و اصلاح عمل و رفتارتان را اثبات کنید، تا امام آخرتان را به سوی شما برگردانم.»

----------------------------------------

 

[1]. بحار الانوار، ج 52، ص 122.

[2]. سوره یوسف/8.

[3]. همان.

[4]. سوره یوسف/9.

[5]. سوره یوسف/64. هَلْ آمَنُکمْ عَلَیهِ إِلاَّ کمَا أَمِنتُکمْ عَلَی أَخِیهِ مِن قَبْلُ

[6]. سوره یوسف/66.  قَالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَکمْ حَتَّی تُؤْتُونِ مَوْثِقًا مِّنَ اللهِ لَتَأْتُنَّنِی بِهِ إِلاَّ أَن یحَاطَ بِکمْ فَلَمَّا آتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قَالَ اللهُ عَلَی مَا نَقُولُ وَکیلٌ



موضوعات مرتبط: بدون دسته
[ یکشنبه چهاردهم آذر 1395 ] [ 15:35 ] [ اکرم محمدی ]

شعرظهورمولا

بهر ظهور امروز هم روز بدی نیست

این جمعه هم گذشتیک جمعه می بینید نگاه شرقی من / خورشید پیدا می شود از غروب دنیا.
آقا نماز جمعه ی این هفته با تو / پای برهنه آمدن تا کوفه با ما...

 

 

من گریه می ریزم به پای جاده ات، تا
آئینه کاری کرده باشم مقدمت را

اوّل ضمیر غائب مفرد کجائی؟
ای پاسخ آدینه های پر معمّا

بی تو سرودیم آنچه باید می سرودیم
یعنی در آوردیم بابای غزل را

حتمّی ِ بی چون و چرای سبز برگرد...
راحت شویم از دست اما و اگرها

آب و هوای خیمه ی سبزت چگونه است؟
اینجا گهی سرد است و گاهی نیست گرما

بهر ظهور امروز هم روز بدی نیست
ای تکسوار جاده های رو به فردا

آقا، صدای پای سبز مرکب توست
تنها جواب اینهمه "می آید آیا؟"

یک جمعه می بینید نگاه شرقی ِ من
خورشید پیدا می شود از غروب دنیا

آقا نماز جمعه ی این هفته با تو
پای برهنه آمدن تا کوفه با ما

علی اکبر لطیفیان



موضوعات مرتبط: اشعارمهدوی
[ پنج شنبه یازدهم آذر 1395 ] [ 5:23 ] [ اکرم محمدی ]