<63>

راههای افزایش معرفت به امام مان(عج

راه های افزایش معرفت به امام زمان (عج) از بیانات علامه مصباح یزدی

 

 

ازدیاد معرفت ما به امام زمانمان ارواحنا فداه، به دو شرط وابسته است:

شرط اول: ادلّه حقّانیت و مقام‌هاى والاى آن امام معصوم را بررسى کنیم؛

شرط دوم: دلمان را براى پذیرش معرفت بیش‌ترِ حضرت آماده سازیم.

براى بازتاب نور، آیینه باید صیقلى باشد، و در برابر نور نیز قرار بگیرد. اگر آیینه‌اى صیقلى باشد، ولى در اتاق تاریک قرار گیرد نمى تواند نور را منعکس کند. همچنین اگر اتاق روشن باشد، ولى آیینه صیقلى نباشد نمى تواند نور را بازتابد.

براى معرفت روز افزون به امام زمان (علیه السلام) هم باید ادّله روشنى یافت، و هم دل را پاک و باصفا کرد. هر قدر دل، صفایش بیش‌تر باشد، ادّله محکم نیز بیش‌تر مى‌شود و آن وقت است که ایمان، قوى تر، معرفت، بیش‌تر و عشق نیز افزون‌تر مى‌شود؛ البتّه عشقى ماندگار است که اصالت داشته باشد، نه این که هوسى باشد و در وضعى خاص در انسان ظهور یابد و بعد نیز خاموش و فراموش شود.

تابش نور حضرت، همیشگى و دائم است. مهم آن است که ما دل‌هایمان را آماده کنیم و از آن زنگار برگیریم تا نور حضرت بر دل‌هایمان بتابد و فیض دائم او بر ما ببارد. وقتى دلى توجّهش به شیطان و آلوده به ظلمت گناه است، دیگر لیاقت توجّه به امام عصر ارواحنا فداه و بازتاب نور حضرت را ندارد؛ امّا اگر دلى به دنیا، هوس‌ها و شیطنت‌ها آلوده نباشد، چونان آیینه‌اى صیقلى نور آن بزرگوار را منعکس مى‌سازد.

علّت بیان این مقدّمه این است که هیچ کدام از ما نباید گمان کنیم معرفتى که به وجود مقدس ولىّ عصر عجل اللّه تعالى فرجه الشریف داریم، کافى و وافى است. ما باید خیلى بیش‌تر از این‌ها کار کنیم تا معرفتمان به حضرت کامل شود. اگر از مقام و منزلت امام زمان (علیه السلام) آگاه باشیم، هر آنچه به حضرتش منسوب است، در نظر ما نیز عزیز خواهد بود؛ امّا اگر از منزلت امام زمان (علیه السلام) بى‌اطّلاع باشیم، چیزهایى که به آن گرامى منسوب است، در نظر ما کم ارزش خواهد بود.

 

 

 

1. ظاهر ساختن آثار محبّت در عمل (صدقه، دعا و...)

 

 

 

یکى از راه‌هاى تثبیت محبّت و معرفت به امام زمان (علیه السلام) این است که آثار محبّت او را در عمل نشان دهیم. اگر یکى از دوستانتان که به او خیلى انس و علاقه دارید، به مسافرتى طولانى برود، در ابتدا براى او دلتنگى مى‌کنید؛ ولى پس از مدّتى، دروى و فراق او را فراموش مى‌کنید. این طبیعت بشرى است که از دل برود، هر آن که از دیده برفت؛ امّا اگر انسان، از همان روزهاى اوّل جدایى، هر روز براى دوستش نامه بنویسد و با نگاه کردن به عکسش، خاطره‌هاى او را به یاد بیاورد مى‌تواند رابطه‌اى قلبى و معنوى بین خود و دوستش برقرار سازد.

اگر ما بخواهیم معرفت و محبّتمان، به ولىّ عصر (علیه السلام) ثابت بماند، باید آثارش را زنده نگه داریم؛ او را فراوان یاد کنیم؛ نام مقدّسش را جلو چشم خود، روى میزمان یا لابه لاى کتاب‌هایمان بنویسیم؛ هر روز براى حضرت دعاى فرج بخوانیم؛ هنگام نماز و دیگر مناسبت‌ها، از آن بزرگوار یادى بکنیم و براى وجود مقدّسش، صدقه بدهیم. درست است که صدقه‌هاى ما براى امام زمان (علیه السلام) نفعى ندارد؛ ولى صدقه‌اى که با کمال تواضع و سرافکندگى باشد، نشان‌دهنده محبّت خالصانه ما به حضرت است. این کار ما، مانند عمل آن مرغکى است که وقتى حضرت ابراهیم (علیه السلام) را درون آتشى که پهناى آن چهار فرسخ در چهار فرسخ بود، انداختند، با منقارش قطره آبى را از درون جوى آب برمى داشت و به روى آتش مى‌پاشید. مَلِکى به مرغک گفت: این کارى که تو انجام مى‌دهى، چه اثرى دارد؟ مرغک گفت: چیزى که از من ساخته است، همین کار است. من باید وظیفه خود را انجام دهم و محبّت خود را به حضرت ابراهیم(علیه السلام) اظهار کنم.

درست است که کارهاى ما در پیشگاه حضرت چیزى نیست؛ ولى شرط وفا و مروّت آن است که در حدّ وسع خویش به آن عزیز ابراز ارادت کنیم. اگر با شرمندگى و خضوع صدقه بدهیم و براى ظهورش دعا کنیم، فقط براى خودمان سازنده و تکامل آور است. حضرت مهدى (علیه السلام) به یقین، به دعا و صدقه ما یا اموالى که به نام او صرف مى‌کنیم، نیازى ندارد؛ امّا خودش فرمود که براى فرج من دعا کنید. دعا خواندن براى فرج امام زمان، فرج ما است: إِنْتِظارُ الْفَرَجِ مِنَ الْفَرَجِ.(1) منتظر فرج امام زمان (علیه السلام) بودن، فرج‌ها و گشایش‌هایى را براى انسان‌ها به ارمغان مى‌آورد؛ ایمانشان محفوظ مى‌ماند؛ دلشان آرام مى‌شود؛ وجود مقدّس امام زمان (علیه السلام) را حس مى‌کنند؛ با حضرت ارتباطى برقرار مى‌کنند، و به تدریج یقین مى‌یابند روزى فرا خواهد رسید که حکومت عدل در جهان برقرار مى‌شود. دعا کردن براى فرج حضرت، براى این است که خودمان از او بهره بگیریم؛ امّا هیچ‌گاه به بهانه این که حضرت به دعا و صدقه ما نیازى ندارد، نباید آن گرامى را فراموش کنیم.

 

 

 

2. احترام به آثار منسوب به حضرت

 

 

 

الف. احترام به لباس روحانیان

 

لباس روحانیت

 

در همه حال باید به آثار منسوب به امام زمان (علیه السلام)، از جمله به نام و لباس روحانى که زنده‌کننده یاد حضرت است، احترام بگذاریم. آیا وقتى مردم، لباس روحانیان را مى‌بینند، به یاد هیتلر و شاه ملعون مى‌افتند؟! جز این است که هرکسى با دیدن این لباس، به یاد خدا، پیامبر (صلى الله علیه وآله) و امام زمان (علیه السلام) مى‌افتد؟! ممکن است برخى از مردم حتّى به روحانى‌ها فحش نیز بدهند و بگویند: اینان انسان‌هاى بدى هستند و لباس امام زمان (علیه السلام) را غصب کرده‌اند؛ ولى وقتى لباس روحانیان را مى‌بینند، به یاد دین مى‌افتند.

در درجه اوّل، خود ما روحانى‌ها باید به لباسى که مى‌پوشیم، اهمیّت دهیم. وقتى متولّى امام زاده، احترام امامزاده اش را نگه ندارد، نباید توقّع داشته باشد که مردم به آن امامزاده احترام بگذارند. این توقّع از مردم که به روحانى و لباس او احترام بگذارند، در صورتى بجا است که اوّل خودمان به این لباس احترام بگذاریم. حتّى جا دارد هنگام گذاشتن عمامه اوّل آن را ببوسیم و بعد بر سر بگذاریم. لباس روحانى، لباس پیغمبر(صلى الله علیه وآله) است؛ از این رو باید براى کسانى که این لباس را بر تن دارند، احترام قائل شویم؛ چه این لباس به تن خودمان باشد چه به تن دیگران. از مرحوم آیت‌اللّه سیّدمرتضى کشمیرى رضوان اللّه تعالى علیه که از اولیاى بزرگ خدا بوده است، نقل مى‌کنند که وقتى فرزندش کفش او را جلو پایش مى‌گذاشت، با ناراحتى مى‌گفت: چرا فرزند فاطمه زهرا(علیها السلام)، جلو پاى من کفش مى‌گذارد؟! او به فرزند خود با این دید نگاه مى‌کرد که چون فرزند پیامبر است، احترامش واجب است. حالا من هم که این لباس را پوشیده‌ام، باید به کسان دیگر نیز که این لباس را پوشیده اند، احترام بگذارم. حتّى اگر یک روحانى، هیچ فضیلتى نیز نداشت، باید براى لباسش او را تکریم کنم. این کار براى خودم منفعت دارد، نه براى او؛ چرا که ایمان من قوى تر، و محبّتم به صاحب این لباس یعنى پیامبر(صلى الله علیه وآله) و امام زمان(علیه السلام) بیش‌تر مى‌شود. اگر این آثار را عملى کنیم، ارزش این لباس استوارتر باقى خواهد ماند؛ امّا اگر به لباس روحانیان بى احترامى کنیم، فردا هنگام آوردن نام مقدّس محمّد بن عبداللّه(صلى الله علیه وآله) هم صلوات نمى فرستیم و در نتیجه، ایمانمان به تدریج از بین مى‌رود؛ مثلا مى‌گوییم: على در نهج‌البلاغه این طور گفته است؛ در حالى که این طرز صحبت کردن، نشانه کمبود ایمان و احترام به مقام حضرت است، وگرنه چرا اسم بزرگان دیگر را بدون احترام نمى بریم.

قرآن کریم در این باره مى‌فرماید:

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ... أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُکُمْ.(2)

صدایتان را از صداى پیامبر بلندتر نکنید... که این کار، اعمالتان را حبط و باطل مى‌سازد.

 



موضوعات مرتبط: معرفت امام درکلام بزرگان

ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و یکم آذر 1395 ] [ 7:28 ] [ اکرم محمدی ]

آیاواقعاآماده ظهور امام زمان (عج) هستیم؟

 

ما خیلی ادعای انتظار ظهور مهدی(عج) را داریم و فریاد یا «صاحب الزمان عجل علی ظهورک می‌کشیم» و «منتظران را به لب آمد نفس» می‌گوییم ولی می‌ترسیم به ما بگویند، شما دروغ می‌گویید! آیا این زندگی شما آماده من است؟ این عروسی‌های شما، این ولیمه‌های پر اسراف و تبذیر شما، مناسب با حضور من است!

اصلا شما مرا به مجالس خودتان راه می‌دهید چون می‌خواهید در شهوتتان آزاد باشید و من را مزاحم خود می‌بینید و راهم نمی‌دهید!

حاصل اینکه ما در شرایط کنونی زمان نیاز شدید به تحکیم اصول عقاید داریم مخصوصا تکیه دشمن روی مسئله امامت، بسیار جدی و عمیق است و می‌کوشند آن را از طرق مختلف خدشه دار کنند، چون می‌دانند امامت که مخدوش شد از یک طرف حقایق مربوط به توحید و نوبت مخدوش خواهد شد و از طرف دیگر روحانیت که تنها وسیله ارتباط مردم با اهل بیت رسالت است تضعیف گشته و از بین خواهد رفت و همین غایت آمال و آرزوهای دشمن است و لذا اصل اعتقاد به امامت که درست شد هم معارف مربوط به توحید و نبوت و معاد آن چنان که هست در دل‌ها تحقق می‌یابد و هم مسئله فقاهت در زمان غیبت جایگاه خاص خود را به دست آورده و روحانیت به معنای واقعی‌اش در میان امت اسلام مورد تکریم و تجلیل قرار می‌گیرد.

*امام زمان(عج) حافظ نظام هستی

فطرت ما امام را می‌خواهد اما او را خوب نمی‌شناسیم عقل ما هم می‌گوید: امام باید معصوم باشد باز نمی‌شناسیم و نمی‌دانیم آن کسانی که هم مطلوب فطرت‌اند و هم محبوب عقل، چه کسانی هستند؟

و اشباح العرض المجید: این‌ها کسانی هستند که احاطه به عرش مجید داشته‌اند.

عرشق که مقام حاکمیت و عالمیت خداست این بزرگواران از ساکنان آن مقامند که در زیارت جامعه می‌خوانیم:

خلقکم الله انارا فجعلکم بعرشه محدقین: خدا شما را انواری آفرید و محیط به عرش خودش قرار داد.

حقیقت آنکه ما درست درک نمی‌کنیم که عرش یعنی چه  و احاطه به عرش یعنی چه؟ این که مقام علم و قدرت خدا در اختیار آنها قرار گرفته و آنها محدق به عرش خدا هستند، چه عظمتی را افاده می کند؟

اداره نظام خلقت واگذار به اراده آنهاست شاید در ذهن بعضی خطور کند که امام زمان(عج) که الان غایب است نه مرجع احکام است و نه قیام به اصلاح عالم می‌کند، بنابراین وجود آن حضرت چه نقشی در عالم دارد که باید از مادر متولد شده و زنده بماند تا زمان ظهور فرا برسد؟

عرض می‌شود: باید توجه کامل به این حقیقت داشت که امام زمان کارش تنها مرجعیت احکام دین و اصلاح جامعه بشری نیست بلکه کار عمده‌اش حفظ نظام خلقت است یعنی همانگونه که خداوند خورشید را حافظ نظام منظومه شمسی قرار داده است و تمام کرات بر محور او می‌چرخند و اگر او نباشد،‌ اختلال در نظام کواکب و سیارات به وجود آمده و متلاشی می‌شوند همچنین خالق حکیم اراده‌اش بر این تعلق گرفته که باید همیشه در عالم یک فرد انسان کامل با همین بدن عنصری و با تمام خواص بشری موجود باشد ـ‌حالا چه حاضر و چه غایب ـ تا همچون خورشید در منظومه شمسی‌اش محور وجود عالمیان باشد و تمام برکات از سوی خالق هستی از طریق وجود آن انسان کامل به عالمیان برسد که فرموده‌اند:

لولا الحجة لساخت الارض باهلها:

اگر حجت در روی زمین نباشد، زمین با اهلش نابود می‌شود.

بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الارض و السماء:

ثبات زمین و آسمان بستگی به وجود او و اراده او دارد و روزی روزی خوارانا از هر قبیل که باشد از کف با کفایت او به آنان می‌رسد.

این جمله هم موید مطلب مورد بحث است: کما او جبت ریاستهم فی فطر المکلفین: ریاست آنها را در فطرت مکلفین قرار دادی.

یعنی فطرت انسان ها ، طالب و پذیرای ریاست امامان معصوم است.

و بعثتهم لقیام القسط فی ابتداء الوجود الی یوم القیامة: آنها را از ابتدای هستی برانگیخته‌ای و مقرر داشته‌ای که به دست آنها اقامه قسط و عدل در میان جوامع انجام پذیرد.

منابع: بحار الانوار

دعای عدیله، مفاتیح الجنان

معدن الاسرار فاضل قزوینی

مهدی (عج) و حکومت واحد جهانی اثر سیدمحمد ضیاءآبادی



موضوعات مرتبط: احادیث مهدوی
[ سه شنبه شانزدهم آذر 1395 ] [ 8:31 ] [ اکرم محمدی ]

تمثیلات مهدوی

انتظار خورشید

هر شب، منتظرِ طلوعِ خورشیدِ فردا هستیم؛ اما معنای انتظار خورشید، آن نیست که تا صبح در تاریکی به سر ببریم، بلکه تا آمدن خورشید، هر کس اتاق خود را روشن می کند. یا در زمستان، منتظر فرا رسیدن بهار هستیم؛ ولی معنایش این نیست که در طول زمستان از سرما بلرزیم و اتاق خود را گرم نکنیم.

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در زمان غیبت همانند خورشید پشت ابر است و ما منتظران رؤیت خورشیدیم؛ اما این بدان معنا نیست که دست روی دست بگذاریم و هیچ کاری نکنیم، بلکه در زمان غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باید به مقدار توان خود با ظلم مبارزه کنیم و در صدد اصلاح خود و جامعه برآییم.

در روایت می خوانیم: «أَفضلُ الأعمالِ إنتِظارُ الفَرَج؛[1] بهترینِ اعمال، انتظار فرج [حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف] است.»

بر اساس این حدیث، انتظار، یک حالت نیست، بلکه عمل است. بنابراین منتظران واقعی، باید اهل عمل باشند.

کسی که منتظر مهمان است، آرام نمی نشیند و خانه را برای آمدن مهمان آماده می کند. بنابراین آمادگی برای ظهور، با خودسازی، امر به معروف، دعوت به حق و آگاه سازی دیگران از وظایفی که در دوران غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دارند، ممکن خواهد شد.

چراغ

فرض کنید چراغی را برای روشنایی و گرما بخشی، نزد کودکی می گذاریم، اما او از روی جهالت و نادانی به آن سنگ می زند. ما هم برای اینکه بچه به چراغ آسیب نزند، آن را برمی داریم. برداشتن چراغ، دلیل ترس و ناتوانی ما در برابر کودک نیست؛ به عبارت دیگر، ما از قدرت او نمی ترسیم، بلکه از خطا و اشتباه او می ترسیم. امامان بزرگوار ما مانند چراغ های هدایتی هستند که خداوند در مسیر انسان ها نصب کرده است؛ اما در اثر اشتباه و خطای گذشتگان، یازده تن از آنها به شهادت رسیدند و تنها یکی از آنان، یعنی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باقی مانده است و خداوند برای جلوگیری از اشتباه ما که به آن آسیبی نزنیم، آن حضرت را از دیدگان ما غایب ساخته است و تا هنگامی که احتمال این اشتباه باشد، غیبت آن حضرت همچنان ادامه پیدا می کند و از ظهور او هم خبری نیست که نیست.

جهالت

ظلم و جفای برادران حضرت یوسف به ایشان و برادرش را از جهاتی می توان به جفای امت به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تشبیه کرد؛ زیرا بعضی می گویند: «مگر اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چه ویژگی هایی دارند که نزد خدای متعال و رسول گرامی اش از دیگران محبوب ترند؟» اما باید دانست که تمام افعال خداوند، حکیمانه است و دلیل محبت ویژه خدا به این خاندان هم، آگاهی به صفات ممتاز آنهاست. درست مثل حضرت یعقوب علیه السلام که در یوسف علیه السلام چیزی را می دید که در پسران دیگرش نبود و به همین دلیل، او را بیشتر دوست می داشت، ولی برادران حضرت یوسف این را درک نمی کردند و جاهلانه می گفتند لَیوسُفُ و أَخُوهُ اَحَبُّ إلی أبِینا مِنّا وَ نَحنُ عُصبَةٌ؛[2] «یوسف و برادرش نزد پدر، از ما محبوب ترند؛ در حالی که ما گروه نیرومندی هستیم!»

شگفت آنکه برادران یوسف به قدری در جهالت خود افراط کردند که حتی پیامبر زمان خود را گمراه دانستند و اظهار داشتند: اِنَّ أبانا لفی ضلالٍ مبین «پدر ما در گمراهی آشکار است!» اما نادانی آنان به همین جا ختم نشد و آنان به جای اصلاح اخلاق و رفتار خود، برای اینکه در نزد پدر آبرویی بیابند، کمر به قتل حضرت یوسف علیه السلام بستند و گفتند: اقْتُلُواْ یوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضًا یخْلُ لَکمْ وَجْهُ أَبِیکمْ ؛ «یوسف را بکشید یا او را به سرزمین دور دستی بیفکنید تا توجه پدر، فقط به شما باشد.» آری یکی از حکمت های غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در روایات نیز ترس از کشته شدن، بیان شده است.

وثیقه

یکی از نکات مهم در داستان حضرت یوسف علیه السلام، آن است که وقتی زمان قحطی رسید، برادران آن حضرت، بدون بنیامین و برای گرفتن گندم به نزد او آمدند. حضرت یوسف علیه السلام وعده داد که اگر در مرتبه بعد بنیامین را نیز بیاورند، سهمی به او اختصاص خواهد داد. آنها با خوشحالی نزد پدر آمدند و از او خواستند که بنیامین را با آنها بفرستد، اما چون در گذشته دچار خطایی درباره حضرت یوسف علیه السلام شده بودند، حضرت یعقوب علیه السلام این خواسته را قبول نفرمود و کوتاهی گذشته را یادآور شد و فرمود: «آیا در مورد او اطمینان کنم، همان گونه که در مورد برادرش (یوسف) اطمینان کردم (و دیدید که چه شد)؟»[5]

پس از اصرار فراوان برادران، حضرت یعقوب علیه السلام شرطی را گذاشت که به نظر می آید همین شرط برای ظهور امام زمان علیه السلام نیز وجود دارد. ایشان خطاب به پسرانش فرمود: «من هرگز او را با شما نخواهم فرستاد، تا با من، با نام خدا پیمان استواری ببندید که حتماً او را نزد من باز آورید، مگر آنکه گرفتار [حادثه ای] شوید و هنگامی که آنها وثیقه (پیمان استوار) خود را در اختیار او گذاردند، گفت: خداوند، نسبت به آنچه می گوییم، ناظر و نگهبان است!»[6]

در مورد امام زمان علیه السلام نیز همین طور است. ما مکرر می گوییم: «خدایا، امام زمان علیه السلام را بفرست تا از او اطاعت کنیم و در خدمتش باشیم»، اما خدای متعال می گوید: «شما در مورد یازده امام گذشته، بد عمل کردید و مقصر هستید. پس باید حُسن نیت و اصلاح عمل و رفتارتان را اثبات کنید، تا امام آخرتان را به سوی شما برگردانم.»

----------------------------------------

 

[1]. بحار الانوار، ج 52، ص 122.

[2]. سوره یوسف/8.

[3]. همان.

[4]. سوره یوسف/9.

[5]. سوره یوسف/64. هَلْ آمَنُکمْ عَلَیهِ إِلاَّ کمَا أَمِنتُکمْ عَلَی أَخِیهِ مِن قَبْلُ

[6]. سوره یوسف/66.  قَالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَکمْ حَتَّی تُؤْتُونِ مَوْثِقًا مِّنَ اللهِ لَتَأْتُنَّنِی بِهِ إِلاَّ أَن یحَاطَ بِکمْ فَلَمَّا آتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قَالَ اللهُ عَلَی مَا نَقُولُ وَکیلٌ



موضوعات مرتبط: بدون دسته
[ یکشنبه چهاردهم آذر 1395 ] [ 15:35 ] [ اکرم محمدی ]