<66>

چرا نام امام مهدی (عج)در قرآن نیامده است؟

عدم تصریح نام امام زمان(عج):

امام زمان

 

اندیشه پیروزی نهایی نیروی حق و عدالت بر باطل و ستم و برپایی تمام ارزش‌های انسانی به دست مبارک «مهدی» اندیشه ای است که همه گروه‌های مسلمان‏، آن را باور دارند؛ زیرا ریشه در قرآن کریم دارد؛ اما چرا نام «مهدی» در قرآن نیامده است؟ آیا اگر نام او می آمد، باور مردم به او عمیق‌تر نمی شد؟ برای پاسخ به این سۆال، روش های قرآن مجید را در معرفی انسان‌های خوب و وارسته بیان می‌کنیم. قرآن برای شناساندن این افراد، از سه راه استفاده کرده است :

راه اول. معرفی با اسم: نخستین راه شناساندن، آوردن اسم شخصیت مورد نظر است؛ مانند: (و ما محمد الا رسول) (1) یا (واذکر فی الکتاب مریم) (2)

 راه دوم. معرفی با عدد: شیوه دوم، بیان تعداد افراد خاص است. قرآن نقبای بنی اسرائیل را با عدد می شناساند؛ مانند: (و بعثنا منهم اثنی عشر نقیبا) (3)

راه سوم: معرفی با ویژگی و صفت: شناساندن با ویژگی‌های فرد، بهترین راه معرفی است، زیرا راه را بر سودجویان می بندد. نام جعلی درست کردن آسان است؛ ولی ویژگی های هر فرد، مخصوص او است. همچنین قرآن، از افرادی نام می برد كه با آن كه پیامبر صل الله علیه و آله و سلم را كاملاً با نام می شناختند؛ ولی باز او را انكار می‌كردند. قرآن کریم، اهل بیت را در آیه های تطهیر، مباهله، ولایت (4) و... با این روش معرفی کرده است. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز در قرآن با این روش شناسانده شده است.  اینک بررسی چند آیه از آیات مهدویت:

آیه اول: آیا می توان زنده بودن امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  را از قرآن استفاده کرد؟

برخی آیه های قرآن کریم، وجود امام و حجت را بر روی زمین می رسانند. یکی از این آیات ، آیه چهارم سورة قدر است:

(تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر)

در شب قدر فرشتگان و روح با اجازه پروردگارشان برای هر امری فرود می آیند.

شناساندن با ویژگی‌های فرد، بهترین راه معرفی است، زیرا راه را بر سودجویان می بندد. نام جعلی درست کردن آسان است؛ ولی ویژگی های هر فرد، مخصوص او است

فعل «تنزّل» مضارع است و استمرار و تداوم را می رساند؛ پس هر سال، شب قدر دارد. در شب قدر، فرشتگان و روح نازل می شوند. از طرفی هر انسان، توانایی پذیرش فرشتگان - به ویژه روح که برتر از فرشتگان است- را ندارد و باید انسانی در مرتبه پیامبر گرامی اسلام صل الله علیه و آله و سلم باشد تا این قابلیت را دارا باشد. اما هم اکنون در شب قدر، فرشتگان و روح بر چه کسی نازل می شوند؟ امیرمۆمنان علی علیه السلام فرمود:

«شب قدر، در هر سال است و امر سال در آن شب نازل می شود. برای این امر، والیانی پس از رسول خدا وجود دارد»

ابن عباس پرسید: «اینان چه کسانی هستند؟» فرمود: «من و یازده نفر از نسل و فرزندان من.» (5)

آیه دوم: اگر بخواهیم ویژگی‌های عصر ظهور مهدی امت را به بهترین شکل بیان کنیم، آیه ای بهتر از آیة 55 سوره نور نمی یابیم. در این آیه، خداوند به مۆمنان صالح وعده می دهد و وعده او حق و یقینی است. (6) اما این وعده چیست؟ بهتر است آیه را بخوانیم و وعده های الهی را در آن ببینیم.



موضوعات مرتبط: معرفت امام زمان(عج)

ادامه مطلب
[ شنبه چهارم دی 1395 ] [ 6:51 ] [ اکرم محمدی ]

یادآوری عهدبا امام زمان(عج)

 

گاهی عهد هم مثل دل، می شکند و گاهی چون سیمان آن قدر محکم می شود که ناشکستنی! در پیمان «الست» همان آیه میثاق (1) که با خداوند تعالی رویارویی حضوری داشته ایم و با علم حضوری و شهود قلبی او را دیده ایم و شناخته ایم که آفریننده و روزی دهنده مان کیست؛ (2) در همان موقعیت که به فقر ذاتی و احتیاج خود به پروردگار، اعتراف کردیم، بله های دیگری را نیز گفته ایم. بله هایی که شاید یادمان نباشد؛ اما شواهدی بر آنها شاهد است.

کمی تأمل بفرمایید؛ آیا یادتان می آید که چه شواهدی نشان از عهد ما با ولایت دارد؟ و چرا می گوییم عهدی به غیر از وحدانیت خداوند نیز به گردن ما هست؟

 

یک هفته است که ازآغازامامت امام زمانمان میگذرد. همان امامی که سالهاست آغاز امامتش را جشن می گیریم و در انتظارش هستیم.  این روزها باید عهدی را که بسته ایم به یاد آوریم و متعهد به آن باشیم.

روزی که "بله" گفتیم

 

قبل از نشئه دنیایی، نشئه ای داشتیم انسانی که در آن اعتراف و اقراری کردیم به توحید و اینکه فقیریم و وابسته؛ همچنین اقرار نمودیم به ولایت و طاعت پیامبر اکرم و ائمه علیهم السّلام؛ اگر فردی تا این مرحله پیش رود به حقیقت توحید رسیده است؛ زیرا ایستگاه آخر، قبول ولایت والیان منسوب از طرف خداوند است.

صادق آل طه (علیه السّلام) در مورد اقرار گرفتن خداوند از خلق و پیشتاز بودن پیامبر (صلی الله علیه و آله) حضرت امیر و ائمه (علیهم السّلام) در بلی گفتن به ربوبیت خداوند تعالی و هدیه گرفتن دین، علم، امانتداری و مسئولیت از سوی خداوند و دستور پروردگار به اقرار نمودن مخلوقات به ربوبیت خداوند و ولایت و طاعت این عزیزان و شهادت ملائکه به این مساله و... تأکید می فرمایند که "ولایت ما بر خلق، محکم شد."  (3)

 

قبل از نشئه دنیایی، نشئه ای داشتیم انسانی که در آن اعتراف و اقراری کردیم به توحید و اینکه فقیریم و وابسته؛ همچنین اقرار نمودیم به ولایت و طاعت پیامبر اکرم و ائمه علیهم السّلام؛ اگر فردی تا این مرحله پیش رود به حقیقت توحید رسیده است؛ زیرا ایستگاه آخر، قبول ولایت والیان منسوب از طرف خداوند است

 

همچنین فرمودند: "ما همان پیمان و عهد خداییم، هر کس به عهد ما وفا کند، به عهد الهی وفا کرده است و هر کس پیمان ما بشکند، پیمان خداوند شکسته است."(4)

تا به حال این حدیث زیبا و قابل تأمل را شنیده اید که امام باقر (علیه السّلام) در مورد معنای آیه شریفه «فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا» فرمودند: «مراد از آن، لا اله الا الله، محمّد رسول الله و علی امیرالمؤمنین است»؟! و سپس اضافه می نمایند كه «الی هاهنا التوحید» (5) یعنی توحید تا این جاست. به نظر شما بزرگواران، چرا مولا توحید را این گونه معنا کرده اند؟ چرا اگر من با فطرت الهی خود، متوجه شوم که خداوند یکی است به آخرین ایستگاه مقصد توحید نرسیده ام؟ و هنوز تا رسیدن به وحدانیت فاصله هست؟ آیا ولایت مولا در ما فطری است و مانند توحید، با آب و گل ما سرشته شده است؟ تأمل کنیم!

امانتی گمشده در زیر دست و پا

 

مولای غریبمان از ما گله مندند که شیعیان ایشان، بر سر پیمانی که بر عهده دارند، همدل نیستند و می فرمایند: "به همین دلیل، سعادت دیدار ما، به تأخیر افتاده است." (6)  آیا این سخن ثابت نمی کند که ما عهدی داشته ایم و آن را شکسته ایم؟ و یا اگر برخی از ما به آن پایبند بوده ایم، این وفا به همدلی و یکدستگی نرسیده است؟!

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خود را «مستَودع العهد المأخوذ علی العباد» یعنی گنجینه عهد و پیمانی که خدا از بندگان گرفته!(7) معرفی می نمایند. آیا این عهد، امانت است که امام از واژه "مستودع" استفاده فرموده اند؟ آن گوهر رها شده در وسط جاده شلوغ قلب من، که زیر دست و پاست، همان امانتی است؟!

 



موضوعات مرتبط: تجدیدعهدباامام زمان(عج)

ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1395 ] [ 5:12 ] [ اکرم محمدی ]

راههای افزایش معرفت به امام مان(عج

راه های افزایش معرفت به امام زمان (عج) از بیانات علامه مصباح یزدی

 

 

ازدیاد معرفت ما به امام زمانمان ارواحنا فداه، به دو شرط وابسته است:

شرط اول: ادلّه حقّانیت و مقام‌هاى والاى آن امام معصوم را بررسى کنیم؛

شرط دوم: دلمان را براى پذیرش معرفت بیش‌ترِ حضرت آماده سازیم.

براى بازتاب نور، آیینه باید صیقلى باشد، و در برابر نور نیز قرار بگیرد. اگر آیینه‌اى صیقلى باشد، ولى در اتاق تاریک قرار گیرد نمى تواند نور را منعکس کند. همچنین اگر اتاق روشن باشد، ولى آیینه صیقلى نباشد نمى تواند نور را بازتابد.

براى معرفت روز افزون به امام زمان (علیه السلام) هم باید ادّله روشنى یافت، و هم دل را پاک و باصفا کرد. هر قدر دل، صفایش بیش‌تر باشد، ادّله محکم نیز بیش‌تر مى‌شود و آن وقت است که ایمان، قوى تر، معرفت، بیش‌تر و عشق نیز افزون‌تر مى‌شود؛ البتّه عشقى ماندگار است که اصالت داشته باشد، نه این که هوسى باشد و در وضعى خاص در انسان ظهور یابد و بعد نیز خاموش و فراموش شود.

تابش نور حضرت، همیشگى و دائم است. مهم آن است که ما دل‌هایمان را آماده کنیم و از آن زنگار برگیریم تا نور حضرت بر دل‌هایمان بتابد و فیض دائم او بر ما ببارد. وقتى دلى توجّهش به شیطان و آلوده به ظلمت گناه است، دیگر لیاقت توجّه به امام عصر ارواحنا فداه و بازتاب نور حضرت را ندارد؛ امّا اگر دلى به دنیا، هوس‌ها و شیطنت‌ها آلوده نباشد، چونان آیینه‌اى صیقلى نور آن بزرگوار را منعکس مى‌سازد.

علّت بیان این مقدّمه این است که هیچ کدام از ما نباید گمان کنیم معرفتى که به وجود مقدس ولىّ عصر عجل اللّه تعالى فرجه الشریف داریم، کافى و وافى است. ما باید خیلى بیش‌تر از این‌ها کار کنیم تا معرفتمان به حضرت کامل شود. اگر از مقام و منزلت امام زمان (علیه السلام) آگاه باشیم، هر آنچه به حضرتش منسوب است، در نظر ما نیز عزیز خواهد بود؛ امّا اگر از منزلت امام زمان (علیه السلام) بى‌اطّلاع باشیم، چیزهایى که به آن گرامى منسوب است، در نظر ما کم ارزش خواهد بود.

 

 

 

1. ظاهر ساختن آثار محبّت در عمل (صدقه، دعا و...)

 

 

 

یکى از راه‌هاى تثبیت محبّت و معرفت به امام زمان (علیه السلام) این است که آثار محبّت او را در عمل نشان دهیم. اگر یکى از دوستانتان که به او خیلى انس و علاقه دارید، به مسافرتى طولانى برود، در ابتدا براى او دلتنگى مى‌کنید؛ ولى پس از مدّتى، دروى و فراق او را فراموش مى‌کنید. این طبیعت بشرى است که از دل برود، هر آن که از دیده برفت؛ امّا اگر انسان، از همان روزهاى اوّل جدایى، هر روز براى دوستش نامه بنویسد و با نگاه کردن به عکسش، خاطره‌هاى او را به یاد بیاورد مى‌تواند رابطه‌اى قلبى و معنوى بین خود و دوستش برقرار سازد.

اگر ما بخواهیم معرفت و محبّتمان، به ولىّ عصر (علیه السلام) ثابت بماند، باید آثارش را زنده نگه داریم؛ او را فراوان یاد کنیم؛ نام مقدّسش را جلو چشم خود، روى میزمان یا لابه لاى کتاب‌هایمان بنویسیم؛ هر روز براى حضرت دعاى فرج بخوانیم؛ هنگام نماز و دیگر مناسبت‌ها، از آن بزرگوار یادى بکنیم و براى وجود مقدّسش، صدقه بدهیم. درست است که صدقه‌هاى ما براى امام زمان (علیه السلام) نفعى ندارد؛ ولى صدقه‌اى که با کمال تواضع و سرافکندگى باشد، نشان‌دهنده محبّت خالصانه ما به حضرت است. این کار ما، مانند عمل آن مرغکى است که وقتى حضرت ابراهیم (علیه السلام) را درون آتشى که پهناى آن چهار فرسخ در چهار فرسخ بود، انداختند، با منقارش قطره آبى را از درون جوى آب برمى داشت و به روى آتش مى‌پاشید. مَلِکى به مرغک گفت: این کارى که تو انجام مى‌دهى، چه اثرى دارد؟ مرغک گفت: چیزى که از من ساخته است، همین کار است. من باید وظیفه خود را انجام دهم و محبّت خود را به حضرت ابراهیم(علیه السلام) اظهار کنم.

درست است که کارهاى ما در پیشگاه حضرت چیزى نیست؛ ولى شرط وفا و مروّت آن است که در حدّ وسع خویش به آن عزیز ابراز ارادت کنیم. اگر با شرمندگى و خضوع صدقه بدهیم و براى ظهورش دعا کنیم، فقط براى خودمان سازنده و تکامل آور است. حضرت مهدى (علیه السلام) به یقین، به دعا و صدقه ما یا اموالى که به نام او صرف مى‌کنیم، نیازى ندارد؛ امّا خودش فرمود که براى فرج من دعا کنید. دعا خواندن براى فرج امام زمان، فرج ما است: إِنْتِظارُ الْفَرَجِ مِنَ الْفَرَجِ.(1) منتظر فرج امام زمان (علیه السلام) بودن، فرج‌ها و گشایش‌هایى را براى انسان‌ها به ارمغان مى‌آورد؛ ایمانشان محفوظ مى‌ماند؛ دلشان آرام مى‌شود؛ وجود مقدّس امام زمان (علیه السلام) را حس مى‌کنند؛ با حضرت ارتباطى برقرار مى‌کنند، و به تدریج یقین مى‌یابند روزى فرا خواهد رسید که حکومت عدل در جهان برقرار مى‌شود. دعا کردن براى فرج حضرت، براى این است که خودمان از او بهره بگیریم؛ امّا هیچ‌گاه به بهانه این که حضرت به دعا و صدقه ما نیازى ندارد، نباید آن گرامى را فراموش کنیم.

 

 

 

2. احترام به آثار منسوب به حضرت

 

 

 

الف. احترام به لباس روحانیان

 

لباس روحانیت

 

در همه حال باید به آثار منسوب به امام زمان (علیه السلام)، از جمله به نام و لباس روحانى که زنده‌کننده یاد حضرت است، احترام بگذاریم. آیا وقتى مردم، لباس روحانیان را مى‌بینند، به یاد هیتلر و شاه ملعون مى‌افتند؟! جز این است که هرکسى با دیدن این لباس، به یاد خدا، پیامبر (صلى الله علیه وآله) و امام زمان (علیه السلام) مى‌افتد؟! ممکن است برخى از مردم حتّى به روحانى‌ها فحش نیز بدهند و بگویند: اینان انسان‌هاى بدى هستند و لباس امام زمان (علیه السلام) را غصب کرده‌اند؛ ولى وقتى لباس روحانیان را مى‌بینند، به یاد دین مى‌افتند.

در درجه اوّل، خود ما روحانى‌ها باید به لباسى که مى‌پوشیم، اهمیّت دهیم. وقتى متولّى امام زاده، احترام امامزاده اش را نگه ندارد، نباید توقّع داشته باشد که مردم به آن امامزاده احترام بگذارند. این توقّع از مردم که به روحانى و لباس او احترام بگذارند، در صورتى بجا است که اوّل خودمان به این لباس احترام بگذاریم. حتّى جا دارد هنگام گذاشتن عمامه اوّل آن را ببوسیم و بعد بر سر بگذاریم. لباس روحانى، لباس پیغمبر(صلى الله علیه وآله) است؛ از این رو باید براى کسانى که این لباس را بر تن دارند، احترام قائل شویم؛ چه این لباس به تن خودمان باشد چه به تن دیگران. از مرحوم آیت‌اللّه سیّدمرتضى کشمیرى رضوان اللّه تعالى علیه که از اولیاى بزرگ خدا بوده است، نقل مى‌کنند که وقتى فرزندش کفش او را جلو پایش مى‌گذاشت، با ناراحتى مى‌گفت: چرا فرزند فاطمه زهرا(علیها السلام)، جلو پاى من کفش مى‌گذارد؟! او به فرزند خود با این دید نگاه مى‌کرد که چون فرزند پیامبر است، احترامش واجب است. حالا من هم که این لباس را پوشیده‌ام، باید به کسان دیگر نیز که این لباس را پوشیده اند، احترام بگذارم. حتّى اگر یک روحانى، هیچ فضیلتى نیز نداشت، باید براى لباسش او را تکریم کنم. این کار براى خودم منفعت دارد، نه براى او؛ چرا که ایمان من قوى تر، و محبّتم به صاحب این لباس یعنى پیامبر(صلى الله علیه وآله) و امام زمان(علیه السلام) بیش‌تر مى‌شود. اگر این آثار را عملى کنیم، ارزش این لباس استوارتر باقى خواهد ماند؛ امّا اگر به لباس روحانیان بى احترامى کنیم، فردا هنگام آوردن نام مقدّس محمّد بن عبداللّه(صلى الله علیه وآله) هم صلوات نمى فرستیم و در نتیجه، ایمانمان به تدریج از بین مى‌رود؛ مثلا مى‌گوییم: على در نهج‌البلاغه این طور گفته است؛ در حالى که این طرز صحبت کردن، نشانه کمبود ایمان و احترام به مقام حضرت است، وگرنه چرا اسم بزرگان دیگر را بدون احترام نمى بریم.

قرآن کریم در این باره مى‌فرماید:

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ... أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُکُمْ.(2)

صدایتان را از صداى پیامبر بلندتر نکنید... که این کار، اعمالتان را حبط و باطل مى‌سازد.

 



موضوعات مرتبط: معرفت امام درکلام بزرگان

ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و یکم آذر 1395 ] [ 7:28 ] [ اکرم محمدی ]

آیاواقعاآماده ظهور امام زمان (عج) هستیم؟

 

ما خیلی ادعای انتظار ظهور مهدی(عج) را داریم و فریاد یا «صاحب الزمان عجل علی ظهورک می‌کشیم» و «منتظران را به لب آمد نفس» می‌گوییم ولی می‌ترسیم به ما بگویند، شما دروغ می‌گویید! آیا این زندگی شما آماده من است؟ این عروسی‌های شما، این ولیمه‌های پر اسراف و تبذیر شما، مناسب با حضور من است!

اصلا شما مرا به مجالس خودتان راه می‌دهید چون می‌خواهید در شهوتتان آزاد باشید و من را مزاحم خود می‌بینید و راهم نمی‌دهید!

حاصل اینکه ما در شرایط کنونی زمان نیاز شدید به تحکیم اصول عقاید داریم مخصوصا تکیه دشمن روی مسئله امامت، بسیار جدی و عمیق است و می‌کوشند آن را از طرق مختلف خدشه دار کنند، چون می‌دانند امامت که مخدوش شد از یک طرف حقایق مربوط به توحید و نوبت مخدوش خواهد شد و از طرف دیگر روحانیت که تنها وسیله ارتباط مردم با اهل بیت رسالت است تضعیف گشته و از بین خواهد رفت و همین غایت آمال و آرزوهای دشمن است و لذا اصل اعتقاد به امامت که درست شد هم معارف مربوط به توحید و نبوت و معاد آن چنان که هست در دل‌ها تحقق می‌یابد و هم مسئله فقاهت در زمان غیبت جایگاه خاص خود را به دست آورده و روحانیت به معنای واقعی‌اش در میان امت اسلام مورد تکریم و تجلیل قرار می‌گیرد.

*امام زمان(عج) حافظ نظام هستی

فطرت ما امام را می‌خواهد اما او را خوب نمی‌شناسیم عقل ما هم می‌گوید: امام باید معصوم باشد باز نمی‌شناسیم و نمی‌دانیم آن کسانی که هم مطلوب فطرت‌اند و هم محبوب عقل، چه کسانی هستند؟

و اشباح العرض المجید: این‌ها کسانی هستند که احاطه به عرش مجید داشته‌اند.

عرشق که مقام حاکمیت و عالمیت خداست این بزرگواران از ساکنان آن مقامند که در زیارت جامعه می‌خوانیم:

خلقکم الله انارا فجعلکم بعرشه محدقین: خدا شما را انواری آفرید و محیط به عرش خودش قرار داد.

حقیقت آنکه ما درست درک نمی‌کنیم که عرش یعنی چه  و احاطه به عرش یعنی چه؟ این که مقام علم و قدرت خدا در اختیار آنها قرار گرفته و آنها محدق به عرش خدا هستند، چه عظمتی را افاده می کند؟

اداره نظام خلقت واگذار به اراده آنهاست شاید در ذهن بعضی خطور کند که امام زمان(عج) که الان غایب است نه مرجع احکام است و نه قیام به اصلاح عالم می‌کند، بنابراین وجود آن حضرت چه نقشی در عالم دارد که باید از مادر متولد شده و زنده بماند تا زمان ظهور فرا برسد؟

عرض می‌شود: باید توجه کامل به این حقیقت داشت که امام زمان کارش تنها مرجعیت احکام دین و اصلاح جامعه بشری نیست بلکه کار عمده‌اش حفظ نظام خلقت است یعنی همانگونه که خداوند خورشید را حافظ نظام منظومه شمسی قرار داده است و تمام کرات بر محور او می‌چرخند و اگر او نباشد،‌ اختلال در نظام کواکب و سیارات به وجود آمده و متلاشی می‌شوند همچنین خالق حکیم اراده‌اش بر این تعلق گرفته که باید همیشه در عالم یک فرد انسان کامل با همین بدن عنصری و با تمام خواص بشری موجود باشد ـ‌حالا چه حاضر و چه غایب ـ تا همچون خورشید در منظومه شمسی‌اش محور وجود عالمیان باشد و تمام برکات از سوی خالق هستی از طریق وجود آن انسان کامل به عالمیان برسد که فرموده‌اند:

لولا الحجة لساخت الارض باهلها:

اگر حجت در روی زمین نباشد، زمین با اهلش نابود می‌شود.

بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الارض و السماء:

ثبات زمین و آسمان بستگی به وجود او و اراده او دارد و روزی روزی خوارانا از هر قبیل که باشد از کف با کفایت او به آنان می‌رسد.

این جمله هم موید مطلب مورد بحث است: کما او جبت ریاستهم فی فطر المکلفین: ریاست آنها را در فطرت مکلفین قرار دادی.

یعنی فطرت انسان ها ، طالب و پذیرای ریاست امامان معصوم است.

و بعثتهم لقیام القسط فی ابتداء الوجود الی یوم القیامة: آنها را از ابتدای هستی برانگیخته‌ای و مقرر داشته‌ای که به دست آنها اقامه قسط و عدل در میان جوامع انجام پذیرد.

منابع: بحار الانوار

دعای عدیله، مفاتیح الجنان

معدن الاسرار فاضل قزوینی

مهدی (عج) و حکومت واحد جهانی اثر سیدمحمد ضیاءآبادی



موضوعات مرتبط: احادیث مهدوی
[ سه شنبه شانزدهم آذر 1395 ] [ 8:31 ] [ اکرم محمدی ]

فایده فرج امام زمان (عج) ازنظر آیت الله بهجت (ره)

 

*فرج امام زمان (عج) چقدر می‌تواند مهم و مفید باشد؟

-دعا کردن برای فرج مطلوب است. اگر ما برای تعجیل فرح دعا نکنیم یا در دعا کردن جدی نباشیم یا آثار جدیت در ما نباشد، به ضرر دنیای ما هم خواهد بود، چه رسد به آخرت؛ و از شروط استجابت دعا، توبه از معاصی است.

خلاصه اینکه: اگر در دعا کردن برای فرج قاصر باشیم یا در آن تساهل و تکاسل و سهل‌انگاری و سستی کنیم و این مطلب را جداً نخواهیم، درحقیقت دنیا دنیایی نخواهند داشت، چنانکه می‌بینیم کفار، آن‌ها را مال المصالحه‌ خود و متعدد و متفرق کرده‌اند و هر کدام از آن‌ها که مخالف منافع آن‌ها است، دیگران را به جان او می‌اندازند و خودشان کنار می‌نشینند و سرانجام هر طرف پیروز شد، به سود کفار خواهد بود. 300 سال قبل نوشته‌اند که آب‌های مسلمان‌ها را باید مسموم کرد و مزارع آن‌ها را باید سوزانید تا به اندک هجوم تسلیم شوند.

*برای رفتن به مسجد جمکران آیا شب جمعه بهتر است، یا شب چهارشنبه یا روز دوشنبه؟

-فضیلت اعمال در شب جمعه معلوم است و عده‌ای نیز در شب چهارشنبه به مسجد جمکران می‌رفته‌اند و می‌روند، چنانکه مرحوم آقا شیخ علی زاهد شب‌های چهارشنبه به مسجد سهله می‌رفت و در آنجا اقامه‌ جماعت می‌کرد. بعد از ایشان نیز شیخ آقا بزرگ تهرانی و مرحوم مدرسی می‌رفتند، اما اینکه آیا مدرکی که در نزد این‌ها بوده است، یا خیر؟ به طور صحیح در نظرم نیست. به حسب ظاهر از عمومات استفاده می‌شود و شاید مزیتی هم داشته باشد.

در هر حال، منع بالخصوص ندارد، بلکه به جا آوردن آن به قصد هر جا حاضر و ناظرند، مخصوصاً اینکه اصل بنای جمکران به امام زمان(عج) منسوب است. شاید اگر غیبت آن حضرت طول بکشد، در هر جایی، مسجدی و یا ... برای ارتباط و توسل به آن حضرت درست شود، چنان که در وادی‌السلام نجف، مقام مهدی(عج) وجود دارد و در مسجد سهله که منصوص و ماثور و دارای اعمال و ادعیه و نمازهای مخصوص است، نیز مقام صاحب‌الزمان(عج) وجود دارد و در مسجد جمکران هم به تواتر، کرامت‌های زیادی نقل شده که همه را نمی‌توان محمول بر غرض کرد.



موضوعات مرتبط: سخنرانی اساتید
[ سه شنبه شانزدهم آذر 1395 ] [ 8:25 ] [ اکرم محمدی ]